الهی ...!
راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی دانه و لانه و بال و پَر و پرواز دلی
الهی ...! همین قدر فهمیده ام که خداست و دارد خدایی می کند.
الهی ...!قرآن و انسان و عرفان و برهان یکی اند و از هم جدایی ندارند .
الهی ...! شکرت که در سایه انسان کامل به سر می برم .
الهی ...! در راهم و همراه درد و آهم ، آهم ده و راهم ده ...
الهی ...! از سجده کردن شرمسارم و از سجده برداشتن شرمسار تر .
الهی...! خوشا به حال کسانی که عبادت محبّانه دارند .
*********************************************
کلامی از کتاب ارزشمند «صد کلمه در معرفت نفس» از حضرت علامه ذوالفنون حسن حسن زاده آملی
- آن که در قرآن و انسان تعقّل کند قرآن را سفره پر نعمت رحمت رحیمیه الهی و وقف خاص انسان یابد ، هم آن را بی پایان یابد که کتاب الله است .
«قل کلّ لعمیل علی شاکلته»
و هم این را که حدّ یقف برای او نبود چنان سفره برای چنین کسی گسترده است . قرآن حروف آن اسرار ، کلمات آن جوامع کلم ، آیات آن خزائن ، سوره های آن مدائن حکم ، مدخل آن باب رحمت و «بسم الله الرّحمن الرّحیم» وقف خاص مخلوق فی احسن تقویم ، واقف آن رحمن و موقوف علیه آن انسان است . با توجه به این که علم و عمل انسان سازند و جزاء نفس عمل است و صورت هر انسان در آخرت نتیجه عمل و غایت فعل او در دنیا است ، به سرّ گفتار قرآن و نبی و وصی رسد که :
«یس . والقرآن الحکیم ، انا مدینة الحکمة و هی الجنّة و انت یا علیّ بابها ، انّ درجات الجنّة علی عدد آیات القرآن فاذا کان یوم القیامة یقال لقاری ء القرآن اقرو ارق»
«قرآن حکیم است و آیات او حکمت است و حکمت بهشت است و درجات بهشت به عدد آیات قرآنند و جانی که حکمت اندوخته است شهر بهشت است و ولایت در این شهر است .»
آری ... ولایت در بهشت است ، ولایت زبان قرآن است ، ولایت مهیار و مکیال انسان سنج است و میزان تقویم و تقدیر انسانها است . پس هر کس صحیفه وجود خود را مطالعه کند که تا چه پایه قرآن است یعنی مدینه حکمت و شهر بهشت است .
ادامه مطلب