خدایا .... لعنت کن تو بر اوّل ظالمی که ظلم کرد در حق محمّد و آل محّمد ، و آخرین ظالمی که در این بیدادگری از او پیروی کرد . خدایا ... تو لعنت کن بر جماعتی که با امام حسین (ع) کارزار کردند و بر کشتن آن بزرگوار همکاری نمودند و هم عهد و همگام شدند بر قتلش .بار خدایا ... لعنت کن بر همه آنها .
سلام بر تو ای اباعبدالله ... و بر آن ارواح پاکی که در جوار حریم تو فرود آمدند .سلام خدا از من بر تو باد همیشه و مادامی که من هستم و شب و روز برقرار است و خدا این زیارت را آخرین عهد با حضرتت قرار ندهد .سلام بر حضرت امام حسین (ع) و بر حضرت علی بن الحسین (ع) و بر فرزندان امام حسین(ع) و بر اصحاب و یاران امام حسین (ع).
خدایا مخصوص گردان تو لعنت مرا به اولین ستمگر در حق آل پیغمبر و اوّل در حق اولین ظالم و آنگاه در حق دومین ظالم و سومین و چهارمین (معاویه) . خدایا ... لعنت کن بر یزید پنجمین ستمگر و لعنت کن بر عبیدالله بن زیاد و پسر مرجانه و عمربن شعد و شمر و آل ابی سفیان و آل زیاد و آل مروان تا روز قیامت ...!
بار خدایا ! تو را ستایش می کنم همانند ستایش سپاسگزاران تو در سوگواری اهل بیت پیغمبر . حمد خدا را بر سختی و بزرگی غم و اندوه من ، بار خدایا ! روزی من کن شفاعت امام حسین را روزی که بر تو وارد شوم و مرا نزد خود ثابت قدم دار با صدق و صفا با امام حسین (ع) و اصحاب باوفای امام حسین(ع) آنانکه بذل کردند خون دلهای خود را در راه خدا و یاری امام حسین(ع).
************************************************
این مطالب همراه است با مطالبی از کتاب «حقیقت انتظار و ظهور قیام قائم آل محمّد(ص)» است ، که از مکتوبات ارزشمند حضرت استاد صمدی آملی (حفظه الله) می باشد . و اولین پستی بود که در این وبلاگ قرار گرفت ، که به دلیل ارزش والای آن آنرا دوباره برای شما دوستان عزیز پست کردم .

«انّ هذا لهو حق الیقین»
کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را *** کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را
غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور *** پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدی که من *** با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
مراد از ظهور:
چشم دل ما بر اثر تیرگی های نفسانی قدرت دیدن آفتاب وجودی انسان کامل و خلیفه الله فی العالمین را از دست داده است و لذا چون شب پره آفتاب را غایب می پنداریم وگرنه او مظهر اتّم اسمای الهیه است و غیبت بدان معنای معهود در حضرتش برای اهل بصیرت معنی ندارد . پس مراد از ظهور حضرتش از پس پرده غیبت یعنی از پس پرده چشمان نابینای ما ظهور کند که بینا شویم . تا آفتاب را زیارت کنیم نه اینکه او در غیبت و در پشت پرده باشد. حقیقت انتظار به تعقل بر میگردد که تعقل در قلب قرآن به کار رفته زیرا که در سوره کهف قرآن که کهف ولایت است «ولیتلطّف» آمده که قلب قرآن است. باید تلطیف سرّ بکار آورد و تلطیف همان تعقل است .
معنای فرج :
فرج بازکردن و گشایش و رهایی از غم و اندوه و خلاصی از تنگی و دشواری و راز پوشاندن است . یکی بطون معانی فرج پیاده شدن متن قران کریم و دستورات شرع مقدس الهی و معارف حقه علوی و محمدی الهی در متن اجتماع است که مردم بیدار شوند و از غفلت بدر آیند و راه سعادت انسانی خود را طی کنند و انسان شوند و در پناه صلح و صفای قرآنی و نورانیت اهل عصمت و طهارت به غایت قصوه ای انسانی خود نائل شوند . هر روزی که از دست یکدیگر در امن و امان بودیم و از همدیگر نترسیدیم و مغازه ها و منازل و ماشین ها و ... و... را قفل های دزدگیر نزدیم و با خیال آسوده نسبت به ناموس یکدیگر بودیم و به امانت نزد هم گذاشتیم و از دروغ و سالوسی و ریا و شایعه و دیگر رذایل نفسانی دور شدیم ان روز یکی از مراتب ظهور و فرج حضرت صاحب «عج» تحقق می یابد و جامعه دارای مدینه فاضله سعادتمند خواهد بود .
اگر حضرت بقیه الله هم ظهور بفرمایند باز همانند جد بزرگوارش امام ملک و ملکوت صادق آل محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم حوزه درس و بحث و کارخانه انسان سازی برپا می کند تا افراد لایق به کمال برسند و همچو نیست که اقاجان تشریف فرما شوند به هر فردی یک لیوان آبی بدهند یا یکدانه قرص و او یکباره انسانی شود بلکه بازیابد سکوت ، مراقبت ، خلوت ، تهجّد ، روزه ، ذکر به دوام ، تلاوت قرآن و حضور و عندیت ، اعمال شرعیه و بخصوص درس و بحث و تحصیل علوم و معارف و استاد کامل داشتن و حرف شنیدن باشد تا انسان شود .
این چنان انسان که نامش می برم من ز وصفش تا قیامت قاصرم
سالک طریق:
ای سالک طریق ولاء بر آن باش تا نور فرقان یابی که در حضورِ حضور و شهود تام بتوانی تمیز حق و باطل دهی و کفر کتفر که از شدت ظهور بر پیشانی او مکتوب نموده اند را ببینی ولی بدان با اینکه صورت حقیقی و ظاهری حضرتش که به این روشنی خود را می نمایاند همین مردمی که طالب ظهورش بودند و او را همانند موسای کلیم الله انکار می کنند . و دجالی که با آن وضوح پیشانی اش کفر را نشان می دهد مطاع قرار می دهند . و همانند سامری ساحر او را اطاعت می کنند . تا جایی که روایات خاص و عام اصحاب خاص آن حضرت سیصد و سیزده نفر داند . در ماده صحابه و اصحاب که صحب است دقت کن که به معنی یاری نمودن و امیزش کردن و مطیع و منقاد بودن آست . یکی از بطونمعای ظهور این است که واجبات را انجام دهی و از محرمات اجتناب کنی و کسب حلال داشته باشی و سیما و چهره انسانی ظاهری مرد را با محاسن و زن را با چادر حضرت فاطمه علیها السلام حفظ کنی تا به صورت انسانی محشور شوی ، و با خلق محبوبت دلسوز و مهربان باشی و مقدس عاقل باش که سخریه مردم نشوی .
آزاده باش و دلداده باش ، فرزانه باش و جان باخته باش ، با همه باش و بی همه باش ، آشنای همه باش و بیگانه باش ، حاضر و شاهد باش و ناظر و غائب باش ، در جمع باش و با احدی مباش ، دلسوز خلق خدا باش و در عین حال از آنان ترس داشته باش که وسواس خناس فراوانند که در ظاهر منتظر مولایند و اشک تمساح می ریزند ولی به وقتش دجّالی و سامری گوساله پرستند . لذا آنکه خلق را آفرید به رسولش در دو سوره فلق و ناس از شر خلق تحذیر نمود چونکه خلق حدّ دارد و حدّ شرّ است البته در منظر اعلای اهل توحید از آن جنبه که خلق وجود دارند که وجود مساوق با حق است خیر است که نکو جز نکوئی ناید پس درست دریاب که شهود و غیبت حضرت حجت «عج» به چه معناست. که با همه است ولی بی همه است .
همتی خواهد قدم در راه زن صاحب آن خواه مرد و خواه زن
ادامه مطلب