میلاد با سعادت حضرت عیسی مسیح(ع) رو به همه شما تبریک عرض می کنم .
آیاتی از سوره مبارکه مریم :
(ای رسول ما) یاد کن در کتاب خود احوال مریم را آنروزکه از اهل خانه خویش کناره گرفته بمکانی بمشرق روی آورد .«16» و آنگاه که از همه خویشانش به کنج تنهائی محتجب و پنهان گردید ما روح خود را بر جسم او مجسم ساختیم «17» مریم گفت من از تو پناه به خدای رحمان می برم که تو پرهیزکاری کنی «18» گفت من فرستاده خدای توام آمده ام تا بامر او تو را پسری بخشم بسیار پاکیزه و پاک سیرت «19» مریم گفت از کجا مرا پسری تواند بود در صورتیکه دست بشر به من نرسیده و من کار ناشایستی نکرده ام «20» گفت چنین کار البته خواهد شد و بسیار بر من آسان است و ما این پسر را آیت و رحمت واسع خود برای خلق میگردانیم و قضای الهی بر این کار رفته است .«21» پس مریم به آن پسر بار برداشت و بجائی دور خلوت گزید «22» آنگاه که او را درد زائیدن فرا رسید زیر شاخ درخت خرمایی رفت و از شدت حزن و اندوه با خود می گفت ای کاش من از این پیش مرده بودم و از صفحه عالم بکلّی نامم فراموش شده بود . «23» از زیر آن درخت (فرزندش عیسی) او را ندا کرد که غمگین مباش که خدای تو از زیر دم تو چشمه آبی جاری کرد «24» ای مریم شاخ درخت را حرکت ده تا از آن برای تو رطب تازه فرو ریزد «25» تناول کن (و از این چشمه) آب بیاشام و چشم خود به عیسی روشن دار...
*********************************************************
به راه راست توانی رسید در مقصود
تو راست باش که هر دولتی که هست تو راست
****
تو چوب راست ز آتش دریغ می داری
کجا به آتش دوزخ برند مردم راست
*********************************************************
الهی ! چگونه خاموش باشم که دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گویم که خرد مدهوش و بیهوش است .
الهی ! ما همه بیچاره ایم و تنها تو چاره ای ، ما همه هیچ کاره ایم و تنها تو کاره ای!
الهی ! چون تو حاضری چه جوییم و چون تو ناظری چه گوییم ؟
الهی ! عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه باید کرد؟
الهی ! ذوق مناجات کجا و شوق کرامات کجا؟
الهی ! از گفتن یا شرم دارم .
الهی ! تو پاک آفریدی ، ما آلوده کردیم .
الهی ! وای بر من اگر دلی از من برنجد .
الهی !در بسته نیست ، ما دست و پا بسته ایم .
الهی ! که الله گفت و لبیک نشنید.
الهی !چرا بگریم که تو را دارم و چرا نگریم که منم .
الهی ! از من آهی و از تو نگاهی .
الهی ! شنیده ام که گفته ای :«چه کنم با مشتی خاک ، مگر بیامرزم»
ادامه مطلب