تبليغاتX
حق اليقين
Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic
هر گیاهی که از زمین روید ××××× وَحدَهُ لا شَریکَ لَه گوید
 

  الهی ... اگر من بنده تو نیستم ، تو که مولای من هستی !!!

بی دلــی در همه احوال خـــدا با او بـود

او نمی دیدش و از دور «خدایا» می کرد

 

*********************************************

پروردگارا ! گناهانم زبانم را بسته ، و رشته افکارم را از هم گسسته ، و هیچ عذری برایم باقی نمانده ، به بلای خود اسیر و به کردار خویش گرفتارم . در ورطه خطاهایم سرگردان و از سرانجام خود حیرانم ، از همه جا بریده ام و در کار خود درمانده ام !!!

بار خدایا ! هدایتم کردی غفلت کردم و به بیهودگی پرداختم ، پندم دادی سخت دلی پیشه کردم ؛ نیکی نمودی نافرمانی کردم ، سپس از آنچه درباره گناهانم بیان داشتی و آگاهانیدی آگاه شدم . پس از آن استغفار کردم و تو پذیرفتی ! دوباره به گناه دست زدم و تو نادیده گرفتی .

بار خدایا ! این وامانده ی بی نوا را تو چاره کار ، و ترس و وحشت را تو نگهدار ، گناهان مرا بی کس کرده است و هیچ یاری دیگر ندارم ، و از تحمل عذابت ناتوانم و برای خود هیچ پشتیبانی نیابم ...

پروردگارا ! از غیر بریده ام و تنها دل به تو سپرده ام ، و با تمام وجود روی به تو آورده ام و از آنانی که خود گدای کوی تو اند روی بر تافته ام ...

پروردگارا ! مرا دریاب !!!

*********************************************

 

عجب روزگاری شده ؟!!!

یادش بخیر اون زمونی که مثل بچه های خوب که مشق شبشون فراموش نمیشه ، «حق الیقین» رو به روز می کردم ... یــــــــــــــــــــــــادش بخیر .

چرا اینطوری شده اینجا ؟

چرا اینطوری شدم ؟!!!

چرا کسی به من کمک نمی کنه جواب سوالم رو پیدا کنم ؟

چرا ...؟

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 آبان1386ساعت 6:9 قبل از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
  « اَللّهُمَ رَبَّ شَهرِ رَمَضانَ اَلَّذی اَنزَلتَ فیهِ القُرآنَ ، وَ افتَرَضتَ عَلی عِبادِکَ فیهِ ال

 

چه زود می گذرد و چه دیر بیدار می شوم !!! اصلآ ، بیدار شده ام ؟ تا چشمی به هم زدم ، دیدم رجب که آمد ، چه زود رفت و چه فرصت ها بود و چه رخصت ها نبود!!! چه سرما و یخبندان سنگینی در این تابستان گرم احاطه ام کرد ، پیله ای یخی که تا از آن بیرون می آیم می بینم که شعبان هم در گذر است و باز هم این تنهای از قافله جا مانده  ، مانده است و آهی جهنم سوز و ...

باز هم این ای کاش ها!!!

رجب ...

 شعبان ...

چه دیر آمدند و چه زود رفتند!!!  چه بودم ، چه هستم از آن رمضان ، تا این رمضان ؟ 

چه بی منت مرا از میهمانان بزم خود می دانی و چه کریمانه از رمضان کریم برایم می خوانی !

چقدر گنهکارم .... وای !!!

چقدر دیر شد ، هنوز آماده ی میهمانی ات نشده ام !!!

 کجاست آن لباس تقوا ؟  کو عطر ایمان ؟  زلف پریشان اخلاص باید شانه ای بخورد !

 نگاه کن .... آیینه ی دل چه غبار آلود است !!! دستی که بر آیینه می کشم و گردی که از آن بلند می کنم، چه می بینم ؟ وای ... این منم؟ پروردگارا ... چگونه با این احوال در بزم تو حاضر شوم ؟ انگار که مدتهاست کسی در این خانه نبود و شاید به خوابی عمیق فرو رفته بود .

چه زود می گذرد و چه دیر بیدار می شوم ...

استغفر الله و ربی و اتوب الیه!

باید گردگیری کنم ، نه... خانه تکانی !!!

باید برای میهمانی آماده شوم !!!

فرصتی نمانده، عجله کن ...

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 12:28 بعد از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
  عرفه و عید قربان

سالروز شهادت  سفیر دلیر امام حسین (ع) جناب «مسلم بن عقیل» رو خدمت همه شما دوستان عزیز تسلیت عرض می کنم ...

می خواستم درباره روز عرفه و دعای عرفه مطالبی رو برای شما عزیزان نقل کنم ولی هرچه بیشتر جستجو کردم ، بیشتر به این نتیجه رسیدم که چیزی به جز خود دعای عرفه گویاتر نیست ... و او که معصوم بود و اینگونه می گریست ، او که معصوم بود و اینهمه از خود گله داشت ، او که معصوم بود و....!!! ما چه کنیم ؟

الهی ! از من آهی و از تو نگاهی !!!

الهی ! شنیدم که گفته ای :«چه کنم با مشتی خاک مگر بیامرزم»

ما را ببخش و بیامرز !!!

قسمتی از معنی این دعا :

.... ای خدا ! مرا از در رحمتت بطلب تا به تو واصل شوم و به جاذبه احسانت مجذوبم کن تا یک جهت روی دل به سوی تو کنم .

 ای خدا! هرگز امیدم از تو قطع نمی شود هرچند نافرمانیت کنم ، چنانکه از دلم ترس تو برطرف نمی گردد هرچند اطاعت تو کنم که مرا همه عالم به سوی تو افکند و آگاهیم به کرم و بزرگواریت  مرا به درگاه تو کشانید .

ای خدا ! چگونه نا امید باشم در صورتی که تو آرزوی منی ، یا چگونه خوار تواند کرد با آنکه اعتمادم بر توست .

ای خدا ! چگونه دعوی عزّت کنم و حال آنکه مرا در ذلّت متمکّن ساخته و چگونه دارای تاج عزّت نباشم در صورتی که نسبت بندگی به تو دارم .

ای خدا ! چگونه فقیر و مسکین نباشم در صورتی که تو مرا در میان فقیران گماشتی و چگونه فقیر باشم با انکه تو به جود و کرمت مرا بی نیاز گردانیدی و تویی آنکه جز تو خدایی نیست تو خود را بر هر چیز معروف و مشهور ساختی که هیچ موجودی از معرفتت جتهل نیست و تویی که در همه موجودات تجلّی کردی و خود را به من نشان دادی . در هر چیز آشکارا تو را دیدم و تویی که بر همه چیز پیدایی ای آنکه به رحمت واسعه و تجلّی نور جمال بر همه عالم احاطه کردی تا آنکه عرش وجود امکانی در سطوع انوار وجوبیت پنهان گردید آثار وجودی را به اثار وجودی دیگر نابود کردی و اغیار را به احاطه مدار تجلّیات خود محو نمودی . ای انکه در سراپرده های نور قاهر عرش جلالت از دیده ها پنهان گشتی . ای آنکه به کمال بهاء و نورانیت تجلی کردی تا به عظمت و جلال تمام مراتب وجود را فرا گرفتی ، چگونه پنهانی با آنکه تو تنها پیدایی یا چگونه غایبی با آنکه تو تنها همه جا حاضر همه را نگهبانی و بر هر چیز توانا و مقتدری و ستایش مخصوص خدای یکتاست !!!

 

یا ابا صالح المهدی ادرکنی مولا

******************************************

همچنین عید سعید قربان رو به همه مسلمین جهان و شما دوستان خوبم تبریک عرض می کنم ...

و کاش بشود ،اطاعتی ابراهیمی داشت ... کاش بتوانیم !!!

کاش نفسمان را قربانی کنیم !

کاش نفسمان را قربانی کنیم !

کاش نفسمان را قربانی کنیم!

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 دی1384ساعت 0:10 قبل از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
  دحوالارض

هر کس که تو را شناخت جان را چه کند         فرزند و عیال و خانمان را چه کند

دیوانه کنی ، هر دو جهانش بخشی               دیوانه تو هر دو جهان را چه کند

***********************************************

امروز 25 ذی القعده بود که روز «دحو الارض» است و یکی از آن چهار روزی است که در تمام سال به فضلیت روزه ممتاز است و در شرح اعمال این روز دعایی آمده که بسیار شیوا و دلنشین است که در اینجا بخشی از معنای فارسی آن را برای شما دوستان گرامی آورده ام :

ای خدا ای که زمین کعبه را بگسترانیدی و دانه را در جوف زمین کاشتی و سختیها را از بندگان برطرف ساختی و هر غم و اندوه را از دلها زایل نمودی ، از تو درخواست می کنم در این روز از ایّام تو که حقّ آن را بزرگ شمردی و بر سایر ایّام از جهت شرف مقدم داشتی و این روز را نزد اهل ایمان  به ودیعت گذاشتی و آن را وسیله ی خود قرار دادی ، قسم به این روز و به رحمت وسیع بی انتهایت که بر محمّد(ص) بنده صالح خود که تو در عهد و پیمان که به روز ملاقات نزدیک است او را برگزیدی تا بسته را او به روی خلق گشود و عالمی را به حق دعوت فرمود ، رحمتت بر او باد و بر آل اطهارش باد که آنان هادیان و چراغ معرفت و ارکان رسالت و هدایت به سوی خدای بزرگوارند و ....

... ای خدا به دوستان و اولیاء خود به زودی فرج و آسایش عطا فرما و حقوق آنها را بدیشان باز گردان و امام قائم آنها را به حق ظاهر گردان و بر اقامه دینت به او نصرت بخش و به حکم و فرمان بر دشمنانت اقتدار بخش ای خدا ،  و به سپاه ملائک او را یاری کن و به آن فرمانی که در شب قدر بر حکومتش تقدیر فرمودی او را به انتقام از دشمنان برانگیز تا خشنود گردی و دین و شرع تو که ضعیف شده از نو به دست او باز گردد و کاملآ حق را پاک و خالص کند  و باطل را به کلّی محو و نابود گرداند ، خدایا بر او و بر آباء طاهرینش درود فرست و ما را از اصحاب و سپاهیانش قرار ده و ما را در رجعتش برانگیز تا آنکه در زمان دولتش و حکومتش ما از یاوران او باشیم ، ای خدا ما را به درک حضورش هنگام قیام موفّق دار که دوران سلطنتش را مشاهده کنیم و درود بر او و سلام او را به ما باز رسان و سلام و تحیّت و رحمت و برکت بر او و بر آباء طاهرش باد .

عباداتتون قبول درگاه الهی و التماس دعا ...

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 دی1384ساعت 0:54 قبل از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
  میلاد باسعادت امام رضا(ع) بر حضرت ولیعصر (عج)مبارکباد

 

این بار هم هستم ... امسال هم زیر سایه برکت مولایم حضرت ولی عصر (عج) هستم تا بار دگر نظاره گر جشن میلاد آقای غریبمان باشم و میلادش را به حضور مولایم شادباش عرض کنم ... ! آقای غریب ، برکت ملک ایران و ضامن آهوی دلهای شیعیان !

 و آری ! چه غربتی است دوری از جدّ ، دوری از خانه جدّ و دوری از مدینه ! چه غربتی است دوری پدر ، دوری از کاظمین! و چه غربتی است دوری از مادر پدر ، دوری از خانه او که خانه اش را کسی نشناخت جز نزدیکانش ، دوری از فاطمه(س)! آقایمان غریب است امّا !

تو غریبی از دوری آنها ، اما قریبی به دلهای ما ! کاش می شد ! کاش می شد با قرب دلهایمان ، با قرب بین دستهایمان و ضریحت و پنجره فولاد کمی از غربت تو را کم کرد ...!

اگر چه ! اگر چه می دانم که همه با هم نظاره گر مایید و آنجا در قرب الهی خبری از غربت نیست...!

ای ضامن آهو ! ضامن آهوی دلم باش ! که بس چالاک است و گاه گاه از صحن دلم بیرون می جهد! یا غریب الغربا ! ای که در غربت این دنیا و قربت یار زهر عسل گون شهادت نوشیدی! طبیب دل بیمارم باش! که بس عاشق گشته و حال می دانم که درد چیست! و حال می فهمم که :

عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد  *** ای خواجه درد نیست ولیکن طبیب هست

کاش ! کاش همه عاشق بودند . کاش همه عاشق می شدند و کاش همه عاشق باشند و کاش همه عاشق شوند ! وای ! کسی که عاشق نیست را درمان چیست؟

ای که عاشق نئی حرامت باد  *** زندگانی که می دهی بر باد

گاه آنقدر دلم برای تو پر میکشد ، که گویی در حرمت باشم ! و آنگاه آرزویم تداعی میشود که کاش در حرمت بودم ! کاش در حرم تو بودم ! کاش در حرم جدّت بودم ، کاش در بقیع بودم ، کاش در بین الحرمین بودم و کاش ...! کاش...! کاش ...! که گویی حال آنها از تو غریب ترند!

هرگز میان حاضر و غایب شنیده ای *** من در میان جمع و دلم جای دیگر است ؟

اغلب با خودم می گویم :

خدا آن تو  و تو مانده عاجز *** ز تو بیچاره تر کس دیده هرگز ؟

امّا چه کنم که ما کجا و قرب یار کجا .  شنیده ام که گفته است :

یک صبح به اخلاص بیا بر در ما  *** گر کام تو بر نیامد آنگه گله کن

امّا ! امّا تو خود می دانی ! تو می دانی که لوح دلم به سپیدی اخلاص نیست که بر درش روم! اما چه کنم ؟ چه کنم که کامم برآید؟ چشم دل من تاب نور السماوات را نمی آورد و بال و پرم از شعشعه آن نور می سوزد! و چه پناهی دارم؟ چه پناهی دارم غیر از شما ؟ که آیینه اید . که شاید بتوانم انعکاس انوارش را از درون آیینه ببینم ! هر چند که می دانم گاه ممکن است که تاب این انعکاس را هم نداشته باشیم ! و آن وقت ...! چقدر ... چقدر زبون و ذلیل هستیم !

ای امام رضا ! ای که همیشه رضای تو در رضای الهی بود ! ای که از آب دهانت به شایستگان و عاشقانت علم آموختی ! صفای حرمت را از یاد حریم دلهایمان مبر !

محبوب رضاست هرکه دل ریشتر است *** از کعبه صفای این حرم بیشتر است

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 آذر1384ساعت 0:39 قبل از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
  مناجات توابین (توبه کنندگان) (مناجات اول از مناجات خمس عشره امام سجاد (ع) )

  خدایا ... خطا و گناهان مرا لباس خواری و ذلت پوشانیده ، و دوری تو جامه عجز و بینوایی بر تنم انداخته و جنایت بزرگ مرا دل مرده ساخته است . تو ای خدا از رجوع به لطف و کرمت باز این مرده دلم زنده گردان ...ای مقصد و مقصود و مطلوب و آرزوی من ، قسم به عزّتت که من کسی که گناهانم را ببخشد غیر تو نمی دانم ، و آنکه درهم شکستگیهای امورم را جبران کند جز تو نمی بینم ... من با آه و ناله خضوع به درگاهت آمده ام  و به خواری و مذلت بسویت رو آورده ام .... پس اگر تو مرا از در برانی دیگر به که روی آورم ؟ و اگر تو مرا رد کنی به که پناه برم ...؟پس آه از تآسّف و حسرت خجلت و افتضاح من و وای از اندوه و غم و مصائب و کردار زشت من ... از تو درخواست می کنم ای بخشنده گناه بزرگ و ای جبران کننده هر شکسته استخوان ، که ببخشی گناهان مهلک خطرناکم و بپوشان زشتیهای پنهانی فضاحت آورم و مرا در  عرصه قیامت از نسیم خوش عفو و عنایت جدا مساز و از نیکویی بخشش و پرده پوشش محرومم مگردان ...!

خدایا ... سایه ابر رحمتت را بر سر گناهان من بینداز و باران لطف و محبت را بر عیوب و پلیدیهای اعمال بباران ...!

خدایا ... آیا بنده گریخته به جایی جز درگاه مولایش رجوع تواند کرد ؟  یا از خشم و غضب مولایش غیر او حمایتش تواند نمود؟

خدایا ...! اگر پشیمانی از گناه توبه است قسم به عزّتت که من از پشیمانانم و اگر استغفار و طلب آمرزش کردن موجب محو گناه است من از آمرزش طلبانم ... تو را سزد که عتاب کنی تا باز خوشنود گردی...!

خدایا... قسم به قدرتت بر من که توبه ام بپذیر و به حلمت بر عصیانم که از من درگذر ، و به علمت به احوالم که با من به رفق و محبت نظر فرما...!

خدایا ... تویی که دری از عفو و بخششت به روی بندگانت باز کردی و نامش توبه نهادی و فرمودی ای بندگان به درگاه من به توبه با حقیقت باز آیید... پس عذر آنکه از این در که باز کردی غافل است چه خواهد بود ، ای خدا؟  اگر گناه من زشت است ، عفو از تو زیباست ... !

ای خدا ...! من اولین بنده نیستم که گنه کرده از او تو درگذشتی و به درگاه کرمت آمد و به او احسان کردی... ای دادرس پریشان دلان ! ای برطرف کننده غم و رنج و زیان ! ای بزرگ احسان ! ای آگاه از سّر بندگان ! ای نیکو پرده پوش بر گناهان ! جود و رحمت نامنتهای تو را به سوی تو شفیع می گردانم و به جناب تو و مهربانیت نزد تو توسل می جویم ... پس دعایم مستجاب کن و از امیدی که به لطف تو دارم محرومم نگردان ... قبول فرما و خطاهایم به کرم و رحمتت محو گردان ...

ای مهربانترین مهربانان !!!


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه 28 آبان1384ساعت 10:56 بعد از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
حرف اول ...
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

آزاده باش و دلداده باش ، فرزانه باش و جان باخته باش ، با همه باش و بی همه باش ، آشنای همه باش و بیگانه باش ، حاضر و شاهد باش و ناظر و غائب باش ، در جمع باش و با احدی مباش ، دلسوز خلق خدا باش و در عین حال از آنان ترس داشته باش که وسواس خناس فراوانند که در ظاهر منتظر مولایند و اشک تمساح می ریزند ولی به وقتش دجّالی و سامری گوساله پرستند .

 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو

پيوندهاي روزانه
تجلی اعظم
نصیحت امام صادق (ع) به عنوان بصری
قالب وبلاگ (شاید این جمعه بیاید)
خبرگزاری قرآنی ایران
آرشيو پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
آرشيو موضوعي
اشعار
حکایت ها و ...
حضرت علامه و استاد صمدی آملی
ادعیه و مناجات
امام زمان (عج)
دوستان
یادداشت های یک دانش ناپذیر
دیدگاه مهندسی
جایی برای بیان احساس
صد بار اگر توبه شکستی بازا...
امام خامنه ای
حزب الله شهرکرد
مشکات
حاج محسن
دلتنگی
آخرالزمان و ظهور مهدی
شیعه یعنی
سالک
عاشورای حسینی
بیا تا برایت بگویم (قصه گو)
لوح دل(زنده یاد ایلیا پطروسیان)
ارمیا
قافله نور
شیعه شناسی
تجلّی
گنجینه نور(پرستو)
شهیدان زنده اند
انا مجنون الحسین
همسفر مهتاب
حکمت تازیانه
خاکریز
صفحات انتظار در فراق گل نرگس
و خدايی که در اين نزديکی ست...
هیئت عبدالله بن الحسن علیه السلام
اسرار دل(عبدالحق)
گروهان نجف
سخن نور
ایمان
مهدی فاطمه
حرف زیبا
جویبار انتظار
معرفي سايت
براي ديدن منو کليک کنيد
جستجو در صفحه


 

خبرنامه





Powered by WebGozar

 

 RSS
پشتيباني

www.blogfa.com

طراح قالب
دلداده وصل


 


 

پايگاه اطلاع رساني موعود


مجمع وبلاگ نويسان مسلمان