
این بار هم هستم ... امسال هم زیر سایه برکت مولایم حضرت ولی عصر (عج) هستم تا بار دگر نظاره گر جشن میلاد آقای غریبمان باشم و میلادش را به حضور مولایم شادباش عرض کنم ... ! آقای غریب ، برکت ملک ایران و ضامن آهوی دلهای شیعیان !
و آری ! چه غربتی است دوری از جدّ ، دوری از خانه جدّ و دوری از مدینه ! چه غربتی است دوری پدر ، دوری از کاظمین! و چه غربتی است دوری از مادر پدر ، دوری از خانه او که خانه اش را کسی نشناخت جز نزدیکانش ، دوری از فاطمه(س)! آقایمان غریب است امّا !
تو غریبی از دوری آنها ، اما قریبی به دلهای ما ! کاش می شد ! کاش می شد با قرب دلهایمان ، با قرب بین دستهایمان و ضریحت و پنجره فولاد کمی از غربت تو را کم کرد ...!
اگر چه ! اگر چه می دانم که همه با هم نظاره گر مایید و آنجا در قرب الهی خبری از غربت نیست...!
ای ضامن آهو ! ضامن آهوی دلم باش ! که بس چالاک است و گاه گاه از صحن دلم بیرون می جهد! یا غریب الغربا ! ای که در غربت این دنیا و قربت یار زهر عسل گون شهادت نوشیدی! طبیب دل بیمارم باش! که بس عاشق گشته و حال می دانم که درد چیست! و حال می فهمم که :
عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد *** ای خواجه درد نیست ولیکن طبیب هست
کاش ! کاش همه عاشق بودند . کاش همه عاشق می شدند و کاش همه عاشق باشند و کاش همه عاشق شوند ! وای ! کسی که عاشق نیست را درمان چیست؟
ای که عاشق نئی حرامت باد *** زندگانی که می دهی بر باد
گاه آنقدر دلم برای تو پر میکشد ، که گویی در حرمت باشم ! و آنگاه آرزویم تداعی میشود که کاش در حرمت بودم ! کاش در حرم تو بودم ! کاش در حرم جدّت بودم ، کاش در بقیع بودم ، کاش در بین الحرمین بودم و کاش ...! کاش...! کاش ...! که گویی حال آنها از تو غریب ترند!
هرگز میان حاضر و غایب شنیده ای *** من در میان جمع و دلم جای دیگر است ؟
اغلب با خودم می گویم :
خدا آن تو و تو مانده عاجز *** ز تو بیچاره تر کس دیده هرگز ؟
امّا چه کنم که ما کجا و قرب یار کجا . شنیده ام که گفته است :
یک صبح به اخلاص بیا بر در ما *** گر کام تو بر نیامد آنگه گله کن
امّا ! امّا تو خود می دانی ! تو می دانی که لوح دلم به سپیدی اخلاص نیست که بر درش روم! اما چه کنم ؟ چه کنم که کامم برآید؟ چشم دل من تاب نور السماوات را نمی آورد و بال و پرم از شعشعه آن نور می سوزد! و چه پناهی دارم؟ چه پناهی دارم غیر از شما ؟ که آیینه اید . که شاید بتوانم انعکاس انوارش را از درون آیینه ببینم ! هر چند که می دانم گاه ممکن است که تاب این انعکاس را هم نداشته باشیم ! و آن وقت ...! چقدر ... چقدر زبون و ذلیل هستیم !
ای امام رضا ! ای که همیشه رضای تو در رضای الهی بود ! ای که از آب دهانت به شایستگان و عاشقانت علم آموختی ! صفای حرمت را از یاد حریم دلهایمان مبر !
محبوب رضاست هرکه دل ریشتر است *** از کعبه صفای این حرم بیشتر است
ادامه مطلب