بی دلــی در همه احوال خـــدا با او بـود
او نمی دیدش و از دور «خدایا» می کرد
*********************************************
پروردگارا ! گناهانم زبانم را بسته ، و رشته افکارم را از هم گسسته ، و هیچ عذری برایم باقی نمانده ، به بلای خود اسیر و به کردار خویش گرفتارم . در ورطه خطاهایم سرگردان و از سرانجام خود حیرانم ، از همه جا بریده ام و در کار خود درمانده ام !!!
بار خدایا ! هدایتم کردی غفلت کردم و به بیهودگی پرداختم ، پندم دادی سخت دلی پیشه کردم ؛ نیکی نمودی نافرمانی کردم ، سپس از آنچه درباره گناهانم بیان داشتی و آگاهانیدی آگاه شدم . پس از آن استغفار کردم و تو پذیرفتی ! دوباره به گناه دست زدم و تو نادیده گرفتی .
بار خدایا ! این وامانده ی بی نوا را تو چاره کار ، و ترس و وحشت را تو نگهدار ، گناهان مرا بی کس کرده است و هیچ یاری دیگر ندارم ، و از تحمل عذابت ناتوانم و برای خود هیچ پشتیبانی نیابم ...
پروردگارا ! از غیر بریده ام و تنها دل به تو سپرده ام ، و با تمام وجود روی به تو آورده ام و از آنانی که خود گدای کوی تو اند روی بر تافته ام ...
پروردگارا ! مرا دریاب !!!
*********************************************
عجب روزگاری شده ؟!!!
یادش بخیر اون زمونی که مثل بچه های خوب که مشق شبشون فراموش نمیشه ، «حق الیقین» رو به روز می کردم ... یــــــــــــــــــــــــادش بخیر .
چرا اینطوری شده اینجا ؟
چرا اینطوری شدم ؟!!!
چرا کسی به من کمک نمی کنه جواب سوالم رو پیدا کنم ؟
چرا ...؟
ادامه مطلب