سلام دوستان گرامی ... یکی از دوستان (از اهالی مشرق زمین)در قسمت نظرات سوالی رو مطرح فرموده بودند که چون قسمت نظرات در وبلاگ ایشون باز نمی شد به نظر بنده رسید جواب این سوال رو به عنوان یک پست در وبلاگ قرار بدم.
*****************************************
سوال : تفاوت علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین؟
حقیقت ، در لغت راستی ، درستی اصل هر چیز و واقع هر امر و در اصطلاح عالمان معانی و بیان ، کلمه ای که در معنی اصلی خود به کار رود ، و آن مقابل مجاز است و در تصوف ظهور ذات حق بی حجاب تعیّنات است . نیز حقیقت به معنی اصل وجود یا وجود اصلی و مرتبه ی هستی موکَّد و استوار است که همانا ذات واجب الوجود متعال است [ جرجانی ، تعریفات،80، تهانوی ، کشاف اصطلاحات الفنون ، 1/329]به عبارت ساده تر ، حقیقت ، ذاتِ خداوند است و بس [ ملاصدرا، اسفار ، 3/4 ، چاپ سنگی]
باز در معنی " حق الیقین " که مترادف " حقیقت " است گفته اند " علم الیقین ظاهر شریعت است وعین الیقین اخلاص در آن و حق الیقین مشاهده در آن است" [ جرجانی ، تعریفات،80] . می توان گفت ، که در شریعت و طریقت همچنان نشانه هایی از کثرت وجود دارد ولی در مرتبه ی حقیقت همه ی کثرات از میان می رود و معلوم می گردد که حقیقت همان وحدت است که انسان کامل آن را به درستی در می یابد [ تهانوی ، کشاف اصطلاحات...،1/330] و این سه حالت یا سه مرتبه را بیان میکند آن بیت معروف ، که مولوی می گوید:
حاصل عمرم سه سخن بیش نیست خام بدم، پخته شدم، سوختم
در این جا ، آنچه را که مولوی در بیان این مراتب یا مثال های گوناگون آورده یاد میکنیم که حسن ختام است:
" ... شریعت همچو شمع است که ره می نماید ، و بی آنکه شمع به دست آوری راه رفته نشود و چون در ره آمدی آن رفتن توطریقت است . چون رسیدی به مقصود آن حقیقت است . جهت این گفته اند که لَو ظَهَرَتِ الحَقَایقُ بَطَلَتِ الشَّرایعُ[ غزالی ، احیاءعلوم الدین، 1/173 ، بدوی طبانه]. همچننان که مس زر شود و یا خود از اصل زر بود او را نه)به) علم کیمیا حاجت است که آن شریعت است و نه خود را در کیمیا مالیدن که آن طریقت است . حاصل آنکه شریعت همچون علم کیمیا آموختن است از استاد یا از کتاب و طریقت استعمال کردن داروها و مس را در کیمیا مالیدن است . حقیقت زر شدن مس . کیمیا دانان به علم کیمیا شادند که ما این علم می دانیم ، و عمل کنندگان کیمیا شادند که ماچنین کارها می کنیم و حقیقت یافتگان به حقیقت شادند که ما زر شدیم و از علم و عمل کیمیا آزاد شدیم..." [ مولوی، مثنوی ، دفتر پنجم،"مقدمه"2-1 ، نیکلسون]
- علم الیقین ، آن چیزی است که دلیل از راه تصور امور را چنانکه هستند به دست می دهد چنانکه گفته اند : علم الیقین، برهانی و استدلالی است و از علم کلام و فلسفه حاصل می آید .
- عین الیقین ، آن چیزی است که آن را مشاهده و کشف اعطا می کند، چنانکه گفته اند: یقین ذوقی و کشفی است که از مبادی ایمانی و عرفانی حاصل می گردد .
- حق الیقین، که آن عبارت از فنای بنده در حق و بقایش به او است هم به علم و هم به شهود، و این مرتبه ی کمال است .
و گفته اند: علم الیقین ظاهر شریعت است، و عین الیقین اخلاص در آن( طریقت ) و حق الیقین مشاهده ی در آن ( حقیقت ) . مثال آن را چنین زده اند که علم هر خردمندی به مرگ ، علم الیقین است ، و هر گاه فرشتگان (= فرشته ی مرگ ) را دید، این عین الیقین است ، و هرگاه طعم مرگ را چشید ، این حق الیقین است .
و این هر سه اصطلاح ، قرآنی است ، چه" علم الیقین" در سوره ی تکاثر آیه ی 5، آمده است و "عین الیقین" هم در سوره ی تکاثر آیه ی 7 آمده و سرانجام "حق الیقین" در دوآیه سوره ی واقعه آیه ی 95 و سوره الحاقه آیه ی 51 آمده که به ترتیب می گوید " اِنَّ هذا لَهُوَ الحقّ الیقین " و " اِنَّهُ لَحقُّ الیقین [ جرجانی ، تعریفات 80]
منبع : سایت راه کمال
ادامه مطلب