تبليغاتX
حق اليقين
Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic
هر گیاهی که از زمین روید ××××× وَحدَهُ لا شَریکَ لَه گوید
 

  اثبات وجود امام زمان و غیبت او از زبان پیامبر (ص)

بار خدایا! بر محمّد و خاندانش درود فرست و برایم بساط کرامت بگستر ، و مرا به چشمه سار های رحمتت درآور ، و به ژرفای بهشت فرو بر .مرا با راندن از آستانت مرنجان و با نومیدی از درگهت بی بهره مگردان ، مرا در گرو گناهانم مگیر و در اعمالم دقیق منگر و بر آن خرده نگیر ...!  رازم را هویدا مساز و به افشای اسرار نهانم مپرداز ، علمم را بر ترازوی عدل و انصاف مگذار و اخبار مرا پیش مردم آشکار مساز ! هر آنچه انتشارش مایه ننگ من است از آنان مخفی دار و آنچه مایه سرافکندگی ام به درگهت باشد از ایشان پنهان ساز !

خدایا ! در پرتو خوشنودی ات مقام و منزلتم والا گردان و با غفران و رحمتت بزرگی ام به کمال رسان . مرا در زمره نیک بختان درآور و در جاده آسودگان راه بر و در دسته کامیاران گذار ، و انجمن شایستگان را با حضورم آباد گردان . اجابت نما ای پروردگار جهانیان ...!

***************************************

برگزیده منتهی الامال – اثبات وجود امام زمان و غیبت او از زبان پیامبر (ص)

علامه مجلسی در کتاب «حق الیقین» ذکر کرده است که علی بن هلال از پدرش روایت کرده است که گفت : رفتم به خدمت رسول خدا(ص) در حالتی که آن حضرت از دنیا مفارقت می کرد ، و حضرت فاطمه (س) نزد سر آن حضرت نشسته و  می گریست . چون صدای گریه آن حضرت بلند شد حضرت رسول (ص) سر به جانب او برداشت و فرمود : ای حبیبه من فاطمه ، چه چیز باعث گریه تو شده است؟

فاطمه گفت : می ترسم که امّت تو بعد از تو مرا ضایع گذارند و رعایت حرمت من ننمایند !

حضرت فرمود که : ای حبیبه من مگر نمی دانی که خدا مطّلع شد بر زمین مطّلع شدنی پس اختیار کرد از آن پدر تو را پس او را مبعوث گردانید با رسالت خود ، پس بار دیگر مطّلع گردید و برگزید شوهر تو را و وحی کرد به سوی من که تو را به او نکاح کنم . ای فاطمه ، خدا به ما عطا کرده هفت خصلت را که به احدی پیش از ما نداده است و به احدی بعد از ما نخواهد داد . منم خاتم پیغمبران و گرامی ترین ایشان بر خدا و محبوبترین خلق به سوی خدا و من پدر توام و وصی من بهترین اوصیاء و محبوبترین ایشان به سوی خدا و او شوهر توست و شهید ما بهترین شهیدان است و محبوبترین ایشان به سوی خدا و او حمزه عموی پدر و شوهر توست ؛ و از ماست آن که خدا به او دو بال داده است که پرواز می کند در بهشت با ملائکه هر جا که خواهد و او پسر عموی پدر تو و برادر شوهر توست و از ماست دو سبط این امّت و آنها دو پسر تواند حسن و حسین و ایشان بهترین جوانان اهل بهشتند و پدر ایشان به حق آن خدایی که مرا به حق فرستاده است بهتر از ایشان است . ای فاطمه ، به حق خداوندی که مرا به حق فرستاده است که از حسن و حسین به هم خواهد رسید مهدی این امّت و ظاهر خواهد شد در وقتی که دنیا پر از هرج و مرج شود و فتنه ها ظاهر گردد و راه ها بسته شود و غارت آورند مردم بعضی  بر بعضی ، نه پیری رحم کند بر کودکی و نه کودکی تعظیم کند پیری را ، پس خدا بر انگیزد در آن وقت از فرزندان امام حسن و امام حسین کسی (مهدی) را که فتح کند قلعه های ضلالت را و دل هایی را که غافل از حق باشند ؛ و قیام نماید به دین خدا در آخرالزّمان چنانچه من قیام نمودم و پر کند زمین را از عدالت چنانچه پر از ظلم و جور باشد . ای فاطمه ، اندوهناک مباش و گریه مکن...

مؤلف گوید : که رسول خدا (ص) ، مهدی (عج) را به امام حسن و حسین هر دو نسبت داد برای آنکه از جهت مادر از نسل حضرت امام حسن (ع) است زیرا که مادر حضرت امام محمّد باقر(ع) دختر امام حسن (ع) بود .


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 بهمن1384ساعت 4:15 بعد از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
  اللّهُمَّ اَرزُقنی شَفاعَةَ الحُسَینِ (ع)...

کربلا خاک نیست ، قسمتی است از آسمان با 72 ستاره ...

کربلا حرف نیست ، هزاران کلمه است ... کلمه هایی که گویی یادآور اسماء اعظم الهی اند...

کلماتی چون حسین ، عبّاس ، زینب ، سجّاد ، علی اکبر ، قاسم ، رقیّه و علی اصغر و...کلماتی که گویی هر یک کتابی آسمانی اند ...

کربلا حضور است ، حضوریست با شکوهی ابدی ...

کربلا ، هر چه که بود ، لیاقت حسین و عبّاس را داشت ... کربلا اگر چه کرب بلا بود امّا بعد از حسین شد پاره ای از بهشت ، چه آنکه سید الشباب اهل الجنه را لیاقت داشت .

کربلا پاره ای از بهشت شد ...

***********************************

عصر خلافت امام علی(ع) بود ، یکی از مسلمین به نام هرثمه بن سلیم شخص بی سعادت و بی تفاوتی بود و چندان اعتقاد به عظمت مقام علی(ع) نداشت ؛ ولی همسر او بانویی پاک و با معرفت و از ارادتمندان امام علی (ع) بود.

هرثمه می گوید : همراه امام علی(ع) برای جنگ صفین از کوفه به جبهه صفین حرکت می کردیم ، وقتی به سرزمین کربلا رسیدیم وقت نماز شد ، نماز را با امام علی(ع) خواندیم آن حضرت بعد از نماز مقداری از خاک کربلا رابرداشت و بویید و فرمود :«واهآ لک یا تربة لیحشرنَّ منک قومٌ یدخلون الجنّة بغیر حسابٍ»:«عجب از تو ای تربت ، قطعآ از میان تو جماعتی بر می خیزند و بدون حساب وارد بهشت می شوند».

به جبهه صفین رفتیم و سپس به خانه ام بازگشتم و به همسرم گفتم :«از مولایت ابوالحسن علی(ع) برای تو مطلبی نقل کنم» آنگاه مطلب فوق را به او گفتم . سپس گفتم :«علی (ع) ادعای علم غیب هم می کند .»

همسرم گفت :«ای مرد! دست از این ایرادها بردار ، امیرمؤمنان علی آنچه بگوید سخن حقّ است.»

من همچنان در مورد این سخن علی(ع) در تردید بودم تا آن هنگام که جریان کربلا پیش آمد . من جزء لشکر عمر سعد به کربلا رفتم ؛ آنجا به یاد سخن امام علی(ع) افتادم که به راستی حقّ بود . از این رو از کمک به لشکر عمر سعد ناراحت بودم . در یک فرصت مناسب در حالی که سوار بر اسب بودم به سوی حسین(ع) رفتم و حدیث پدرش را به یاد آن حضرت انداختم . حضرت به من فرمود :«اکنون آیا از موافقین ما هستی یا از مخالفین ما؟»

گفتم :«از هیچ کدام ، فعلآ در فکر اهل و عیال خود هستم ...»

فرمود :«بنابر این به سرعت از این سرزمین بیرون برو ، زیرا کسی که در اینجا باشد و صدای ما را بشنود ولی ما را یاری نکند ، داخل در آتش جهنم خواهد شد . »

***********************************

یا حسین ...

چگونه بگوییم «کلُّ یومٍ عاشورا و کُلُّ ارضٍ کَربُبَلا» در حالی که زندگیهایمان آغشته به معصیت است!!!؟ در حالی که هر کس ندای تو را در این سرزمین که کلّ زمین است بشنود و از یاد خدا غافل شود و تو رایاری نکند در آتش جهنم است ...

« اللّهُمَّ اَرزُقنی شَفاعَةَ الحُسَینِ یَومَ الوُرُودِ و ثَبِّت لی قَدَمَ صِدقٍ عِندَکَ مَعَ الحُسَینِ و اَصحابِ الحُسَین »


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 بهمن1384ساعت 0:13 قبل از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
  حقیقت انتظار

خدایا .... لعنت کن تو بر اوّل ظالمی که ظلم کرد در حق محمّد و آل محّمد ، و آخرین ظالمی که در این بیدادگری از او پیروی کرد . خدایا ... تو لعنت کن بر جماعتی که با امام حسین (ع) کارزار کردند و بر کشتن آن بزرگوار همکاری نمودند و هم عهد و همگام شدند بر قتلش .بار خدایا ... لعنت کن بر همه آنها .

سلام بر تو ای اباعبدالله ... و بر آن ارواح پاکی که در جوار حریم تو فرود  آمدند .سلام خدا از من بر تو باد همیشه و مادامی که من هستم و شب و روز برقرار است و خدا این زیارت را آخرین عهد با حضرتت قرار ندهد .سلام بر حضرت امام حسین (ع) و بر حضرت علی بن الحسین (ع) و بر فرزندان امام حسین(ع) و بر اصحاب و یاران امام حسین (ع).

خدایا مخصوص گردان تو لعنت مرا به اولین ستمگر در حق آل پیغمبر و  اوّل در حق اولین ظالم و آنگاه در حق دومین ظالم و سومین و چهارمین (معاویه) . خدایا ... لعنت کن بر یزید پنجمین ستمگر و لعنت کن بر عبیدالله بن زیاد و پسر مرجانه و عمربن شعد و شمر و آل ابی سفیان و آل زیاد و آل مروان تا روز قیامت ...!

بار خدایا ! تو را ستایش می کنم همانند ستایش سپاسگزاران تو در سوگواری اهل بیت پیغمبر . حمد خدا را بر سختی و بزرگی غم و اندوه من ، بار خدایا ! روزی من کن شفاعت امام حسین را روزی که بر تو وارد شوم و مرا نزد خود ثابت قدم دار با صدق و صفا با امام حسین (ع) و اصحاب باوفای امام حسین(ع) آنانکه بذل کردند خون دلهای خود را در راه خدا و یاری امام حسین(ع).

************************************************

این مطالب همراه است با مطالبی از کتاب «حقیقت انتظار و ظهور قیام قائم آل محمّد(ص)» است ، که از مکتوبات ارزشمند حضرت استاد صمدی آملی (حفظه الله) می باشد . و اولین پستی بود که در این وبلاگ قرار گرفت ، که به دلیل ارزش والای آن آنرا دوباره برای شما دوستان عزیز پست کردم .

«انّ هذا لهو حق الیقین»

کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را         ***        کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را

غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور      ***        پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را

با صد هزار جلوه برون آمدی که من         ***            با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

 مراد از ظهور:

چشم دل ما بر اثر تیرگی های نفسانی قدرت دیدن آفتاب وجودی انسان کامل و خلیفه الله فی العالمین را از دست داده است و لذا چون شب پره آفتاب را غایب می پنداریم وگرنه او مظهر اتّم اسمای الهیه است و غیبت بدان معنای معهود در حضرتش برای اهل بصیرت معنی ندارد . پس مراد از ظهور حضرتش از پس پرده غیبت یعنی از پس پرده چشمان نابینای ما ظهور کند که بینا شویم . تا آفتاب را زیارت کنیم نه اینکه او در غیبت و در پشت پرده باشد. حقیقت انتظار به تعقل بر میگردد که تعقل در قلب قرآن به کار رفته زیرا که در سوره کهف قرآن که کهف ولایت است «ولیتلطّف» آمده که قلب قرآن است. باید تلطیف سرّ بکار آورد و تلطیف همان تعقل است .

 

معنای فرج :  

فرج بازکردن و گشایش و رهایی از غم و اندوه و خلاصی از تنگی و دشواری و راز پوشاندن است . یکی بطون معانی فرج پیاده شدن متن قران کریم و دستورات شرع مقدس الهی و معارف حقه علوی و محمدی الهی در متن اجتماع است که مردم بیدار شوند و از غفلت بدر آیند  و راه سعادت انسانی خود را طی کنند و انسان شوند و در پناه صلح و صفای قرآنی و نورانیت اهل عصمت و طهارت به غایت قصوه ای انسانی خود نائل شوند .  هر روزی که از دست یکدیگر در امن و امان بودیم و از همدیگر نترسیدیم و مغازه ها و منازل و ماشین ها و ... و... را قفل های دزدگیر نزدیم و با خیال آسوده نسبت به ناموس یکدیگر بودیم و به امانت نزد هم گذاشتیم و از دروغ و سالوسی و ریا و شایعه و دیگر رذایل نفسانی دور شدیم ان روز یکی از مراتب ظهور و فرج حضرت صاحب «عج» تحقق می یابد و جامعه دارای مدینه فاضله سعادتمند خواهد بود .

اگر حضرت بقیه الله هم ظهور بفرمایند باز همانند جد بزرگوارش امام ملک و ملکوت صادق آل محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم حوزه درس و بحث و کارخانه انسان سازی برپا می کند تا افراد لایق به کمال برسند و همچو نیست که اقاجان تشریف فرما شوند به هر فردی یک لیوان آبی بدهند یا یکدانه قرص و او یکباره انسانی شود بلکه بازیابد سکوت ، مراقبت ، خلوت ، تهجّد ، روزه ، ذکر به دوام ، تلاوت قرآن و حضور و عندیت ، اعمال شرعیه و بخصوص درس و بحث و تحصیل علوم و معارف و استاد کامل داشتن و حرف شنیدن باشد تا انسان شود .

این چنان انسان که نامش می برم              من ز وصفش تا قیامت قاصرم

سالک طریق: 

ای سالک طریق ولاء بر آن باش تا نور فرقان یابی که در حضورِ حضور و شهود تام بتوانی تمیز حق و باطل دهی و کفر کتفر که از شدت ظهور بر پیشانی او مکتوب نموده اند را ببینی ولی بدان با اینکه صورت حقیقی و ظاهری  حضرتش که به این روشنی خود را می نمایاند همین مردمی که طالب ظهورش بودند و او را همانند موسای کلیم الله انکار می کنند . و دجالی که با آن وضوح پیشانی اش کفر را نشان می دهد مطاع قرار می دهند .  و همانند سامری ساحر او را اطاعت می کنند .  تا جایی که روایات خاص و عام اصحاب خاص آن حضرت سیصد و سیزده نفر داند .  در ماده صحابه و اصحاب که صحب است دقت کن که به معنی یاری نمودن و امیزش کردن و مطیع و منقاد بودن آست . یکی از بطونمعای ظهور این است که واجبات را انجام دهی و از محرمات اجتناب کنی و کسب حلال داشته باشی و سیما و چهره انسانی ظاهری مرد را با محاسن و زن را با چادر حضرت فاطمه علیها السلام حفظ کنی تا به صورت انسانی محشور شوی ، و با خلق محبوبت دلسوز و مهربان باشی و مقدس عاقل باش که سخریه مردم نشوی .

آزاده باش و دلداده باش ، فرزانه باش و جان باخته باش ، با همه باش و بی همه باش ، آشنای همه باش و بیگانه باش ، حاضر و شاهد باش و ناظر و غائب باش ، در جمع باش و با احدی مباش ، دلسوز خلق خدا باش و در عین حال از آنان ترس داشته باش که وسواس خناس فراوانند که در ظاهر  منتظر مولایند و اشک تمساح می ریزند ولی به وقتش دجّالی و سامری گوساله پرستند . لذا آنکه خلق را آفرید به رسولش در دو سوره فلق و ناس از شر خلق تحذیر نمود چونکه خلق حدّ دارد و حدّ شرّ است البته در منظر اعلای اهل توحید از آن جنبه که خلق وجود دارند که وجود مساوق با حق است خیر است که نکو جز نکوئی ناید پس درست دریاب که شهود و غیبت حضرت حجت «عج» به چه معناست. که با همه است ولی بی همه است . 

همتی خواهد قدم در راه زن                      صاحب آن خواه مرد و خواه زن


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 بهمن1384ساعت 6:23 بعد از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
  سفینةالنجاة

حلّال جمیع مشکلات است حسین                     شوینده لوح سیئات است حسین

ای شیعه تو را چه غم ز طوفان بلا                  جایی که سفینةالنجاة است حسین

******************************************

 خدایا ... چند روز دیگر باقیست ! فقط چند روز ...

خدایا ... نمی دانم آیا آبرویی نزد تو و اولیائت دارم که عزاداری مرا در سوگ سید الشهدا و سفینة النجاة بپذیری ؟ نمی دانم ... 

می دانم عزای حسین بهر همه است و جای توبه پذیری و خالص شدن . می دانم که اگر چه گناهکارم و  هرچند دورم امّا ... در عزای او همه به تو نزدیکند ...  خدایا ... او در دعایش از تو اینگونه خواست : «ای خدا ! مرا از در رحمتت بطلب تا به تو واصل شوم و به جاذبه احسانت مجذوبم کن تا یک جهت روی دل به سوی تو کنم .» پس خداوندا ... مرا از در رحمتت بطلب ... بطلب ... بطلب ! که تنها تو را دارم و تنها تویی که به امید بخشایشت دل خوشم و از بیم عدالتت ترسان ، امّا چگونه نا امید باشم در صورتی که تو آرزوی منی...

و باید از خود ترسید ...

و باید از خود ترسید ...

و باید از خود ترسید ...

که تا «من» وجود دارد ، در حریم تو جایی ندارم و این بنده چگونه بنده ای است ؟  امّا باز دل خوشم که:

«الهی ... اگر من بنده تو نیستم ، تو که مولای من هستی.»

خدایا ... چگونه از عهده شکر تو بیرون آیم که چنین توانی را خلقی ندارد ... و از میان این همه نعمت کاش بتوانم شکر نعمت پیامبر و امامانمان و معصومینمان را به جای آورم ... که گویی آنها آب حیاتند .

خدایا ...

علی سکوت کرد و سکوتش قیام شد ...

زهرا کبود گشت و از دامان پاک او ، محسن برفت و غم او قیام شد ...

حسن از در صلح بر آمد و از پشت خنجر خورد ... امّا صلحش قیام شد ...

حسین امر به معروف کرد و نهی ز منکرات ، او خود قیام بود و ز خونش قیام شد ...

زینب کمان شد و موی سپید او آئینه ای شد و در او قیام شد ...

سجّاد هم سجود و دعایش قیام شد ...

رقیه ، آن دختر کوچک و نازک دل پدر ،چون فاطمه سیلی به گونه ی پاکش قیام شد ...

علی اصغر اگرچه لب تشنه بود ولی گلوی او سیراب خون گشت و خود یک قیام شد ....

اگر چه در کربلا پرچم قیام از دست ابوالفضل عباس بر زمین افتاد ولی دستان بریده اش خود یک قیام شد ...

خدایا ... ما را به حال خود وا مگذار تا لحظه ای از یاد تو غافل نشویم ... که اگر اینگونه باشد در برابر اینهمه قیام رو سیاهیم ....

و اگر چه به ظاهر و در دیدگان کوردلان پرچم قیام بر زمین افتاد ولی روزی خواهد آمد که این پرچم را حضرت ولیعصر (عج) دوباره خواهد برافراشت و باز هم قیام ... قیام حق بر باطل و پیام عاشورا !!!

پس خدایا...

اِهدِنا الصِّراطَ المُستَقیم * صِراطَ اَلّذینَ اَنعَمتَ عَلَیهِم * غَیرِ المَغضوبَ عَلَیهِم * ولا الضّالّین

تا در قیامش رو سیاه نباشیم و در خیل یارانش باشیم.

 و اگر چه مولای من :

تو را نادیدن ما غم نباشد                  که در خیلت به از ما کم نباشد

فرا رسید ماه محرم و شهادت امام حسین (ع) و خاندان پاک و یارانش را پیشاپیش به همه شیعیان تسلیت عرض می نمایم .


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1384ساعت 0:58 قبل از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
حرف اول ...
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

آزاده باش و دلداده باش ، فرزانه باش و جان باخته باش ، با همه باش و بی همه باش ، آشنای همه باش و بیگانه باش ، حاضر و شاهد باش و ناظر و غائب باش ، در جمع باش و با احدی مباش ، دلسوز خلق خدا باش و در عین حال از آنان ترس داشته باش که وسواس خناس فراوانند که در ظاهر منتظر مولایند و اشک تمساح می ریزند ولی به وقتش دجّالی و سامری گوساله پرستند .

 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو

پيوندهاي روزانه
تجلی اعظم
نصیحت امام صادق (ع) به عنوان بصری
قالب وبلاگ (شاید این جمعه بیاید)
خبرگزاری قرآنی ایران
آرشيو پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
آرشيو موضوعي
اشعار
حکایت ها و ...
حضرت علامه و استاد صمدی آملی
ادعیه و مناجات
امام زمان (عج)
دوستان
یادداشت های یک دانش ناپذیر
دیدگاه مهندسی
جایی برای بیان احساس
صد بار اگر توبه شکستی بازا...
امام خامنه ای
حزب الله شهرکرد
مشکات
حاج محسن
دلتنگی
آخرالزمان و ظهور مهدی
شیعه یعنی
سالک
عاشورای حسینی
بیا تا برایت بگویم (قصه گو)
لوح دل(زنده یاد ایلیا پطروسیان)
ارمیا
قافله نور
شیعه شناسی
تجلّی
گنجینه نور(پرستو)
شهیدان زنده اند
انا مجنون الحسین
همسفر مهتاب
حکمت تازیانه
خاکریز
صفحات انتظار در فراق گل نرگس
و خدايی که در اين نزديکی ست...
هیئت عبدالله بن الحسن علیه السلام
اسرار دل(عبدالحق)
گروهان نجف
سخن نور
ایمان
مهدی فاطمه
حرف زیبا
جویبار انتظار
معرفي سايت
براي ديدن منو کليک کنيد
جستجو در صفحه


 

خبرنامه





Powered by WebGozar

 

 RSS
پشتيباني

www.blogfa.com

طراح قالب
دلداده وصل


 


 

پايگاه اطلاع رساني موعود


مجمع وبلاگ نويسان مسلمان