تبليغاتX
حق اليقين
Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic
هر گیاهی که از زمین روید ××××× وَحدَهُ لا شَریکَ لَه گوید
 

  بحثی پیرامون غدیرخم

 عید سعید غدیر خم را به محضر مقدس حضرت ولیعصر(عج) و همه شیعیان جهان و شما دوستان گرامی تبریک عرض می کنم . به خصوص سادات عزیز که تاج سر شیعیان می باشند و عید، عید آنهاست...

 

*********************************************

«بحثی پیرامون حدیث غدیر خم» عنوان کتابی است برگرفته از بیانات حضرت استاد صمدی آملی که در آن به نکات بسیاری از این حدیث ارزشمند اشاره شده ، از جمله : حدیث غدیر در دیدگاه علما ، نکات تاریخی ، قاعده لطف و عصمت و انتصاب امام ، احتجاج نبی اکرم در یوم غدیر ، کلمه وصی و جایگاه آن در حدیث غدیر،  نقش مخالفان و پیش بینی رسول اکرم(ص) ، انتقال علوم به امیر المؤمنین علی (ع)، نفوس مکتفی و مستکفی و مقام خلیفة اللهی و بسیاری نکات لطیف و زیبا در رابطه با این حدیث می باشد .

که در زیر به نکاتی چند از این کتاب پرداخته شده :

یکی از دلایل امامت حضرت وصی علی (ع) حدیث غدیر است و تقریر آن این است که پیامبر(ص) در غدیر خم در الیکه از حجة الوداع بر می گشتند فرمودند :

«معاشر المُسلِمین اَلستُ اولی' بکم انفسکم»

مگر من از خود شما به شما اولی تر نیستم ؟ مردم گفتند بلی . بعد از آن جناب رسول الله فرمودند :

«مَن کُنت مولاه فَهذا علیُّ مولاه ، اللّهم وال من والاه و عاد و انصر من نصره و اخذل من خذله»

ولی حدیث غدیر همین یک جمله نیست .باید توجه داشت که تمام حدیث فقط جمله :«اللهم وال من والاه ...» نیست تا کسی بگوید : مولا یعنی مودّت و دوستی . سیاق این حدیث از صدر تا ذیل فقط یک معنا و اصل را القاء می کند و آن هم ولایتعهدی ، ولایت و خلافت است و البته که وقتی کسی ولیّ مسلمین شد ردم باید او را دوست بدارند . از ولی بالاتر چه کسی؟ اگر فرض کنیم که روایت فقط دال بر دوستی باشد ، پس چرا دشمنی کردند ؟

... یکی از مشکلات امروزه این است که حدیث شریف غدیر را در یک جمله " مَن کنت مولا فعلی مولاه و ...  " خلاصه کردند . زیرا راجع به کلمه " ولی و مولی "می توان احتمالات مختلف لغوی گرفت و بهانه جست و لذا علامه شعرانی می فرمایند که حدیث غدیر بسیار روشن است و همین یک جمله نبوده .

... مگر در قرآن نداریم :«ما خلقت الجن و الانس الا یعبدون » همانطوری که انسان ها مکلفند و پیامبر و حجةالله و انسان کامل دارند ، اجنه هم در تمام جهات مثل ما هستند .

میرزا علی آقای قاضی (ره) فرمودند : زمانی یکی از اجنه که در تاریخ پیشین بود و سن بسیار بالایی هم داشت را احضار نموده و با او به گفتگو نشستیم – عده ای در ارتباط با اجنه استفاده بیجا کرده ولی کسانی هم از آنها معارف و علوم کسب می نمایند – از ایشان سؤال کردم ، در  بین اجنه چه مذاهبی وجود دارد ؟ گفت : یهودی ، مسیحی ، مسلمان ، مکاتبی از انبیاء سلف ، اما در بین مسلمانان خود سنی نداریم . پرسیدم چرا ؟ گفت : زیرا اجنه ای که در روز غدیرخم ، بعد از حجةالوداع ، هنگامیکه رسول الله (ص) ، علی (ع) را به عنوان وصی و ولی انتخاب می نمود حضور داشتند و بین ما هستند همه به اتّفاق شهادت داده اند که علی (ع) خلیفة الله و خلیفه رسول خداست و لذا از این باب هیچ اختلافی در بین ما نیست .

و بسیاری نکات جالب و خواندنی دیگر در این کتاب موجود می باشد که پاسخ بسیاری از سؤالاتی است که ممکن است به وجود آمده باشد .

 

عید شما مبارک

التماس دعا

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی1384ساعت 11:43 قبل از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
  راز و رمز حج در کلام امام خمینی (ره)

در جهان چون حسن یوسف کس ندید                         حسن آن دارد که یوسف آفرید

*********************************************

راز و رمز حج در کلام امام خمینی (ره)

-  راز لبیک های مکرّر

لبیک های مکرّر از کسانی حقیقت دارد که ندای حقّ را به گوش جان شنیده و به دعوت الله تعالی به اسم جامع ، جواب می دهند . مسآله ، مسآله حضور در محضر است و مشاهده جمال محبوب ، گویی گوینده از خود در این محضر بی خود شده و جواب دعوت را تکرار می کند و دنباله آن سلب شریک بی معنای مطلق آن می نماید که اهل الله می دانند ، نه شریک در الوهیت فقط؛ گرچه سلب شریک در آن نیز شامل همه مراتب تا فنای عالم در نظر اهل معرفت است و حاوی جمیع فقرات احتیاطی و استحبابی است ؛ مثل «الحمد لک و النعمة لک ...» و حمد را اختصاص می دهد به ذات مقدّس ، همچنین نعمت را و نفی شریک می کند و این نزد اهل معرفت غایت توحید است و به این معناست که هر حمدی و هر نعمتی که در جهان هستی تحقّق یابد ، حمد خدا و نعمت خداست بدون شریک و در هر موقف و مشعری و وقوف و حرکتی و سکون و عملی این مطلب و این مقصد اعلی جاری است و خلاف آن شرک به معنای اعمّ است ، که همه ما کوردلان به آن مبتلا هستیم .

- راز طواف

گردش به دور خانه خدا ، نشان دهنده این است که به غیر از خدا ، گرد دیگری نگردید .

در طواف حرم خدا ، که نشانه عشق به حقّ است ، دل از دیگران تهی کنید و جان را از خوف غیر حقّ پاک سازید و به موازات عشق به حقّ از بت های بزرگ و کوچک ، طاغوت ها و وابستگانشان برائت جوئید . که خدای تعالی و دوستان او از آنان برائت جستند و همه آزادگان جهان از آنان بَری هستند .

- بیعت با خدا (لمس حجرالاسود)

در لمس حجرالاسود بیعت با خدا بندید که با دشمنان او و رسولانش و صالحان و آزادگان دشمن باشید و به اطاعت و بندگی آنان ، هر که باشد و هر جا باشد سر ننهید ، و خوف و زبونی را از دل بزدایید ، که دشمنان خدا و در رآس آنان شیطان بزرگ زبون اند هرچند در ابزار آدم کشی و سرکوبی و جنایاتشان برتری داشته باشند .

- سعی در یافتن محبوب(سعی بین صفا و مروه)  

در سعی بین صفا و مروه با صدق و صفا سعی در یافتن محبوب کنید ، که با یافتن او همه بافت های دنیایی گسسته شود و همه شکّ و تردید ها فرو ریز و همه خوف و رجاهای حیوانی زایل شود و همه دل بستگی های مادیّ گسسته شود و آزادگی ها شکفته گردد ، و قید و بند شیطان و طاغوت ، که بندگان خدا را به اسارت و اطاعت کشند در هم ریزد .

- شعور و عرفان در مشعر و عرفات

با شعور و عرفان به مشعرالحرام و عرفات روید و در هر موقف به اطمینان قلب بر وعده های حقّ و حکومت مستضعفان بیفزایید و با سکوت و سکون ، تفکّر در آیات حقّ کنید و به فکر نجات محرومان و مستضعفان از چنگال اسکتبار جهانی باشید و راههای نجات را از حقّ ، در آن مواقف کریمه طلب کنید .

- راز قربانی در منی' 

به منی' روید و آرزوهای حقانی را در آن جا دریابید ، که آن قربانی نمودن محبوب ترین چیز خویش در راه محبوب مطلق است و بدانید تا از این محبوب ها – که بالاترینش «حبّ نفس»  است و «حبّ دنیا» تابع آن است – نگذرید به محبوب مطلق نمی رسید .

- رجم عقبات

این سفر الهی را شما می روید رجم شیطان می کنید . اگر چنان چه خدای نخواسته خودتان از جنود شیطان باشید ، خودتان هم رجم می کنید . شما باید رحمانی بشوید تا رجمتان ، رجم جنود رحمان به شیطان باشد .

*****************************************************

در دبستان ازل حسن تو ارشادم کرد                    بهر صیدم ز کرم لطف تو آزادم کرد

نفس بد سیرت من مایل هر باطل بود             فیض بخشی تو از دست وی آزادم کرد


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 دی1384ساعت 0:16 قبل از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
  عرفه و عید قربان

سالروز شهادت  سفیر دلیر امام حسین (ع) جناب «مسلم بن عقیل» رو خدمت همه شما دوستان عزیز تسلیت عرض می کنم ...

می خواستم درباره روز عرفه و دعای عرفه مطالبی رو برای شما عزیزان نقل کنم ولی هرچه بیشتر جستجو کردم ، بیشتر به این نتیجه رسیدم که چیزی به جز خود دعای عرفه گویاتر نیست ... و او که معصوم بود و اینگونه می گریست ، او که معصوم بود و اینهمه از خود گله داشت ، او که معصوم بود و....!!! ما چه کنیم ؟

الهی ! از من آهی و از تو نگاهی !!!

الهی ! شنیدم که گفته ای :«چه کنم با مشتی خاک مگر بیامرزم»

ما را ببخش و بیامرز !!!

قسمتی از معنی این دعا :

.... ای خدا ! مرا از در رحمتت بطلب تا به تو واصل شوم و به جاذبه احسانت مجذوبم کن تا یک جهت روی دل به سوی تو کنم .

 ای خدا! هرگز امیدم از تو قطع نمی شود هرچند نافرمانیت کنم ، چنانکه از دلم ترس تو برطرف نمی گردد هرچند اطاعت تو کنم که مرا همه عالم به سوی تو افکند و آگاهیم به کرم و بزرگواریت  مرا به درگاه تو کشانید .

ای خدا ! چگونه نا امید باشم در صورتی که تو آرزوی منی ، یا چگونه خوار تواند کرد با آنکه اعتمادم بر توست .

ای خدا ! چگونه دعوی عزّت کنم و حال آنکه مرا در ذلّت متمکّن ساخته و چگونه دارای تاج عزّت نباشم در صورتی که نسبت بندگی به تو دارم .

ای خدا ! چگونه فقیر و مسکین نباشم در صورتی که تو مرا در میان فقیران گماشتی و چگونه فقیر باشم با انکه تو به جود و کرمت مرا بی نیاز گردانیدی و تویی آنکه جز تو خدایی نیست تو خود را بر هر چیز معروف و مشهور ساختی که هیچ موجودی از معرفتت جتهل نیست و تویی که در همه موجودات تجلّی کردی و خود را به من نشان دادی . در هر چیز آشکارا تو را دیدم و تویی که بر همه چیز پیدایی ای آنکه به رحمت واسعه و تجلّی نور جمال بر همه عالم احاطه کردی تا آنکه عرش وجود امکانی در سطوع انوار وجوبیت پنهان گردید آثار وجودی را به اثار وجودی دیگر نابود کردی و اغیار را به احاطه مدار تجلّیات خود محو نمودی . ای انکه در سراپرده های نور قاهر عرش جلالت از دیده ها پنهان گشتی . ای آنکه به کمال بهاء و نورانیت تجلی کردی تا به عظمت و جلال تمام مراتب وجود را فرا گرفتی ، چگونه پنهانی با آنکه تو تنها پیدایی یا چگونه غایبی با آنکه تو تنها همه جا حاضر همه را نگهبانی و بر هر چیز توانا و مقتدری و ستایش مخصوص خدای یکتاست !!!

 

یا ابا صالح المهدی ادرکنی مولا

******************************************

همچنین عید سعید قربان رو به همه مسلمین جهان و شما دوستان خوبم تبریک عرض می کنم ...

و کاش بشود ،اطاعتی ابراهیمی داشت ... کاش بتوانیم !!!

کاش نفسمان را قربانی کنیم !

کاش نفسمان را قربانی کنیم !

کاش نفسمان را قربانی کنیم!

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 دی1384ساعت 0:10 قبل از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
  سالروز شهادت امام باقر (ع) بر همه شیعیان تسلیت باد

حضرت امام محمد باقر علیه‌السلام پنجمین امام شیعیان در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجرى قمری در مدینه متولد شدند. لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است ,بدين جهت كه : درياى دانش را شكافت و اسرار علوم را آشكارا ساخت.القاب ديگرى مانند شاكر و صابر و هادى نيز براى آن حضرت ذكر كردهاند كه هريك بازگوينده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است .كنيه امام ابوجعفر بود .مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى ( ع )است .بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرت امام حسن ( ع )و از سوى پدر به امام حسين ( ع ) ميرسيد .پدرش حضرت سيدالساجدين , امام زين العابدين , على بن الحسين ( ع ) است .

دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95 هجرى كه سال درگذشت امام زين العابدين ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114 ه . يعنى مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است .در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفرصادق ( ع ) مسائلى مانند انقراض امويان و بر سر كار آمدن عباسيان و پيدا شدن مشاجرات سياسى و ظهور سرداران و مدعيانى مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانى و ديگران مطرح است , ترجمه كتابهاى فلسفى و مجادلات كلامى در اين دوره پيش ميآيد , و عدهاى از مشايخ صوفيه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پيدا ميشوند .قاضي ها و متكلمانى به دلخواه مقامات رسمى و صاحب قدرتان پديدميآيند و فقه و قضاء و عقايد و كلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراكز قدرت خلافت شرح و تفسير مينمايد , و تعليمات قرآنى - به ويژه مسأ له امامت و ولايت را , كه پس از واقعه عاشورا و حماسه كربلا , افكار بسيارى از حق طلبان را به حقانيت آل على ( ع ) متوجه كرده بود , و پرده از چهره زشت ستمكاران اموى ودين به دنيا فروشان برگرفته بود , به انحراف ميكشاندند و احاديث نبوى را دربوته فراموشى قرار ميدادند .برخى نيز احاديثى به نفع دستگاه حاكم جعل كرده ويا مشغول جعل بودند و يا آنها را به سود ستمكاران غاصب خلافت دگرگون مينمودند.اينها عواملى بود بسيار خطرناك كه بايد حافظان و نگهبانان دين در برابر آنهابايستند .بدين جهت امام محمد باقر ( ع ) و پس از وى امام جعفر صادق ( ع )از موقعيت مساعد روزگار سياسى , براى نشر تعليمات اصيل اسلامى و معارف حقه بهره جستند , و دانشگاه تشيع و علوم اسلامى را پايهريزى نمودند .زيرا اين امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقيقى تعليمات پيامبر(ص) و ناموس و قانون عدالت بودند , و ميبايست به تربيت شاگردانى عالم و عامل و يارانى شايسته و فداكار دست يازند , و فقه آل محمد ( ص ) را جمع و تدوين و تدريس كنند .به همين جهت محضر امام باقر ( ع ) مركز علماء ودانشمندان و راويان حديث و خطيبان و شاعران بنام بود .در مكتب تربيتى امام باقر ( ع ) علم و فضيلت به مردم آموخته ميشد .ابوجعفر امام محمد باقر ( ع )متولى صدقات حضرت رسول ( ص ) و اميرالمؤمنين ( ع ) و پدر و جد خود بود واين صدقات را بر بنى هاشم و مساكين و نيازمندان تقسيم ميكرد , و اداره آنهارا از جهت مالى به عهده داشت .

امام باقر ( ع ) داراى خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامى بود .سيرت و صورتش ستوده بود .پيوسته لباس تميز و نوميپوشيد .در كمال وقار و شكوه حركت ميفرمود .از آن حضرت ميپرسيدند : جدت لباس كهنه و كم ارزش ميپوشيد , تو چرا لباس فاخر بر تن ميكنى ؟ پاسخ ميداد : مقتضاى تقواى جدم و فرماندارى آن روز , كه محرومان و فقرا و تهيدستان زيادبودند , چنان بود .من اگر آن لباس بپوشم در اين انقلاب افكار , نميتوانم تعظيم شعائر دين كنم .امام باقر ( ع ) بسيار گشادهرو و با مؤمنان و دوستان خويش برخورد بود .با همه اصحاب مصافحه ميكرد و ديگران را نيز بدين كار تشويق ميفرمود .در ضمن سخنانش ميفرمود : مصافحه كردن كدورتهاى درونى را از بين ميبرد و گناهان دوطرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - ميريزد .امام باقر ( ع ) در صدقات و بخشش و آداب اسلامى مانند دستگيرى از نيازمندان و تشييع جنازه مؤمنين وعيادت از بيماران و رعايت ادب و آداب و سنن دينى , كمال مواظبت را داشت .ميخواست سنتهاى جدش رسول الله ( ص ) را عملا در بين مردم زنده كند و مكارم اخلاقى را به مردم تعليم نمايد .در روزهاى گرم براى رسيدگى به مزارع و نخلستانها بيرون ميرفت , و باكارگران و كشاورزان بيل ميزد و زمين را براى كشت آماده ميساخت .آنچه ازمحصول كشاورزى - كه با عرق جبين و كد يمين - به دست ميآورد در راه خدا انفاق ميفرمود .بامداد كه براى اداى نماز به مسجد جدش رسول الله ( ص ) ميرفت , پس از گزاردن فريضه , مردم گرداگردش جمع ميشدند و از انوار دانش و فضيلت اوبهرهمند ميگشتند .مدت بيست سال معاويه در شام و كارگزارانش در مرزهاى ديگر اسلامى درواژگون جلوه دادن حقايق اسلامى - با زور و زر و تزوير و اجير كردن عالمان خودفروخته - كوشش بسيار كردند .

ناچار حضرت سجاد ( ع ) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر ( ع ) پس از واقعه جانگداز كربلا و ستمهاى بي سابقه آل ابوسفيان , كه مردم به حقانيت اهل بيت عصمت ( ع ) توجه كردند , در اصلاح عقايد مردم به ويژه در مسأ له امامت و رهبرى , كه تنها شايسته امام معصوم است , سعى بليغ كردندو معارف حقه اسلامى را - در جهات مختلف - به مردم تعليم دادند ; تا كار نشر فقه و احكام اسلام به جايى رسيد كه فرزند گرامى آن امام , حضرت امام جعفر صادق ( ع ) دانشگاهى با چهار هزار شاگرد پايهگذارى نمود , و احاديث و تعليمات اسلامى را در اكناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد .

امام سجاد ( ع )با زبان دعا و مناجات و يادآورى از مظالم اموى و امر به معروف و نهى از منكرو امام باقر(ع) با تشكيل حلقه هاى درس , زمينه اين امر مهم را فراهم نمود ومسائل لازم دينى را براى مردم روشن فرمود .

حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19 سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زين العابدين(ع) زندگى كرد و در تمام اين مدت به انجام دادن وظايف خطير امامت , نشر و تبليغ فرهنگ اسلامى , تعليم شاگردان , رهبرى اصحاب و مردم , اجرا كردن سنتهاى جد بزرگوارش در ميان خلق , متوجه كردن دستگاه غاصب حكومت به خط صحيح رهبرى و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعى و امام معصوم , كه تنها خليفه راستين خدا و رسول ( ص ) در زمين است , پرداخت و لحظهاى از اين وظيفه غفلت نفرمود .

سرانجام در هفتم ذيحجه سال 114 هجرى در سن 57 سالگى در مدينه به وسيله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست .پيكر مقدسش را در قبرستان بقيع - كنارپدر بزرگوارش - به خاك سپردند.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 دی1384ساعت 0:9 قبل از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
  برخی از تکالیف ما نسبت به امام عصر(عج)

- آنکه خود را جدولی از دریای بیکران هستی شناخت ، دریابد که با همه موجودات مرتبط است ، و از این جدول باید بدانها برسد .  

ما جدولی از بحر وجودیم همه                  ما دفتری از غیب و شهودیم همه

ما مظهر واجب الوجودیم همه                   افسوس که در جهل غنودیم همه

- آن که در گوهر نفس خود ساعتی به فکرت بنشیند ، دریابد که اگر خود او آن را به تباهی نکشاند هیچکس نتواند آن را تباه کند و آنچه که او را از تباهی باز میدارد ، دانش بایسته و کردار شایسته است که دانش آب حیات ارواح است چنانکه آب مایه حیات اشباح است .

- آن که در انسان تمام و ناتمام اندیشد دریابد که:

بود مرد تمامی آنکه از تنها نشد تنها             به تنهایی بود تنها و با تنها بود تنها

***********************************************************

برگزیده منتهی الامال - برخی از تکالیف ما نسبت به امام عصر(عج)

اوّل – مهموم و محزون بودن برای آن جناب در ایّام غیبت و سبب این متعدّد است . یکی برای غایب بودن آن جناب و نرسیدن دست به دامانش و روشن نگشتن دیدگان به نور جمالش .و دیگر ممنوع بودن آن سلطان عظیم الشّآن از رتق و فتق و اجرای احکام و حدود و دیدن حقّ خود در دست غیر خود .

دوم – از تکالیف بندگان در ایّام غیبت ، انتظار فرج آل محمّد (ع) در هر آن می باشد و ترقّب (چشم داشتن) به روز و ظهور دولت قاهره و سلطنت ظاهره مهدی آل محمد (ع) و پر شدن زمین از عدل و داد و غالب شدن دین قویم بر جمیع ادیان که خدای تعالی به نبی اکرم خود (ص) خبر داده و و عده فرموده بلکه بشارت آن را به جمیع پیغمبران و امم داده که چنین روزی خواهد آمد که جز خدای تعالی کسی را پرستش نکنند و چیزی از دین نماند که از بیم احدی در پرده ستر و حجاب بماند و بلا و شدّت از حق پرستان برود .

سوم – از تکالیف دعا کردن است از برای حفظ وجود مبارک امام عصر (عج) از شرور شیاطین انس و جن و طلب تعجیل نصرت و ظفر و غلبه بر کفّار و ملحدین و منافقین برای آن جناب که این نوعی است از اظهار شوق و زیادتی محبّت و دعاهای وارده در این مقام بسیار است .

چهارم – صدقه دادن است به آنچه ممکن شود در هر وقت برای حفظ وجود مبارک امام عصر(عج) و چون هیچ نفسی عزیزتر  و گرامی تر نیست از وجود مقدّس امام عصر(عج) و ارواحنا فداه ، و بلکه محبوبتر است نزد ما از خود ما که اگر چنین نباشد در ایمان ما ضعف و نقصان و در اعتقادات ما خلل و سستی است . چنانچه به سندهای معتبره از رسول خدا (ص) روایت شده است که فرمودند : ایمان نیاورد احدی از شما تا آن که بوده باشم من و اهل بیت من محبوبتر نزد او از جان و فرزند و تمام مردم .

پنجم – حج گذاشتن و حجّه دادن به نیابت امام عصر(عج) چنانچه در میان شیعیان موسوم بود در قدیم و آن جناب تقریر فرمودند چنانچه قطب راوندی (ره) در کتاب «خرایج» روایت کرده که ابو محمّد دَعلَجّی دو پسر داشت یکی از آن دو صالح بود و او را ابوالحسن می گفتند و او مردگان را غسل می داد و پسر دیگر او مرتکب محرّمات می شد و مردی از شیعیان ، زری به ابو محمّد مذکور داد که به نیابت حضرت صاحب الامر (عج) حج گذارد چنانچه عادت شیعیان در آن وقت چنین بود و بو محمّد قدری از آن زر را به پسر فاسد داد و او را با خود برد که برای حضرت حج گذارد و وقتی از حج برگشت نقل کرد که در در موقف یعنی عرفات جوان گندمگون و نیکو هیئتی را دیدم که مشغول تضرّع و ابتهال و دعا بود و چون من به  نزدیک او رسیدم به سوی من التفات نمود و فرمود : ای شخ آیا حیا نمی کنی ؟ من گفتم : ای سیّد من ! از چه چیز ؟ فرمود : به تو حجّه می دهند از برای آن کسی که می دانی ، و تو آن را به فاسقی می دهی که خمر می اشامد ...

ششم – برخاستن از برای تعظیم شنیدن اسم مبارک آن حضرت به خصوص اگر اسم مبارک قائم (عج) باشد ، چنانچه سیرت تمام اصناف امامیّه – کثّر هم الله تعالی- بر آن مستقر شده در جمیع بلاد از اعراب و عجم و ترک و هند و دیلم .

هفتم – از تکالیف عباد در ظلمات غیبت ، تضرّع و مسآلت از خداوند تبارک و تعالی است به جهت حفظ ایمان و دین از شبهات شیاطین و زنادقه و خواندن دعاهای وارده برای این کار است .

هشتم – استمداد و استعانت و استغاثه به آن حضرت در هنگام شدائد و اهوال و بلایا و امراض و رو آوردن شبهات و فتنه از اطراف و جوانب و ندیدن راه چاره و خواستن از آن جناب حلّ شبهه و رفع کربه و دفع بلیّه را .


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  جمعه 16 دی1384ساعت 11:26 بعد از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
  برگزیده منتهی الامال - نوّاب اربعه امام عصر(عج)

باز هم ذی الحجه آمد و موسم حج ... باز هم دلشکستی و باران چشمان ومنتظران ... باز هم بوی غدیر و عید قربان!!! و این میان ما کجائیم و در چه حال؟ ، کاش نفسمان را قربانی کنیم...

 

 

ای تو امان هر بلا ، ما همه در امان تو               جمله به ماه عاشق و ماه اسیر عشق تو

**********************

برگزیده منتهی الامال -  نوّاب اربعه امام عصر(عج)

در این سری از مطالب تصمیم گرفتم مطالبی در رابطه نواب اربعه حضرت ولیعصر(عج) را که در این کتاب ارزشمند به خوبی معرفی و اثبات شده اند رو بگذارم ...  

-          عثمان بن سعید عَمری

-          محمّد بن عثمان بن سعید عَمری

-          حسین بن روح

-          شیخ ابی الحسن علی بن محمّد سَمری

اوّل ایشان «عثمان بن سعید عَمری» است که آن جناب کمال وثوق و امانت به او داشت و معتمد در نزد امام علی نقی(ع) و امام حسن عسگری(ع) و وکیل اموذ ایشان در زمان حیات ایشان بود و از طایفه اسدی به جدّش جعفر عَمری منسوب بود و او را «سمّان» یعنی روغن فروش هم می گفتند و این شغل به جهت بعضی از مصالح بود که به جهت تقیّه و اخفاء امر سفارت از اعداءالله روغن فروشی می کرد و شیعیان اموالی که از برای حضرت امام حسن عسکری (ع) می آوردند به او تسلیم میکردند و او آنها را در مال التّجاره خود می گذاشت و به خدمت آن بزرگوار می فرستاد .در روایت احمد بی اسحاق قمی که از اجلّاء و علماء شیعه است چنین مذکور است که روزی به خدمت حضرت امام علی نقی (ع) مشرّف شدم و عرض کردم : ای سیّد و مولای من ، همیشه از برای من نمی شود که خدمت شما مشرّف شوم پس سخن که را قبول کنم و به امر چه کسی اطاعت نمایم ؟ فرمود که : این ابوعَمر (عثمان) مردی است ثقه و امین من ، هر چه به شما بگوید از جانب من می گوید و آنچه به شما می رساند از جانب من است . و چون حضرت امام علی نقی (ع) به دار بقا رحلت نمود روزی به خدمت امام حسن عسگری (ع) رسیدم و به آن حضرت عرض کردم به مثل آنچه به پدر بزرگوارش عرضه کرده بودم ، فرمود که : این ابو عَمر (عثمان) مردی است ثقه و امین  ،  هم ثقه امام گذشته بود و هم ثقه من است ، هم در حال حیات و هم بعد از وفات من هر چه به شما می گوید از جانب من می گوید و آنچه به شما می رساند از جانب من است ....

دوم از وکلاء و سفرای آن حضرت پسر او« محمّد بن عثمان بن سعید عَمری » بود که حضرت امام حسن عسکری(ع) او و پدرش را توثیق نموده به شیعیان خود خبر داد که از وکلای فرزندم مهدی است و چون هنگام وفات پدرش عثمان بن سعید عَمری رسید توقیعی از جانب حضرت حجّت (عج) بیرون آمد که مشتمل بر تعزیت نامه بود و در خصوص وفات پدرش و آن که او نایب و منصوب از جانب ولیّ خدا است در امر سفارت ، و در مقام پدرش برقرار است .در روایتی آمده است که توقیعی به خطّ شریف حضرت صاحب الامر (عج) بیرون آمد که نوشته بود محمّد بن عثمان بن سعید عَمری خدا از او و پدرش خوشنود گردد ، معتمد من است و مکتوب او مکتوب من است ....

سوم از وکلاء و سفرای آن حضرت جناب «حسین بن روح» بود که او در زمان سفارت محمّد بن عثمان از جانب او و به امر او متصدّی بعضی از امور او بود و چند نفر از ثقات و مؤمنین از برای محمّد بن عثمان بودند که از جمله آنان حسین بن روح بود . بلکه در انظار مردم خصوصیّت سایرین به محمّد بن عثمان بود  تا خصوصّیت حسین بن روح به او . و جماعتی گمان داشتند که امر وکالت و سفارت بعد از محمّد بن عثمان منتقل خواهد شد به جعفر بن احمد به جهت کثرت خصوصیت او به محمّد بن عثمان بلکه در اواخر عمر محمّد بن عثمان جمیع طعام او از خانه جعفر بن احمد بود . علامه مجلسی روایت کرده که در وقت احتضار محمّد بن عثمان بن سعید ، جعفر بن احمد در بالای سر او نشسته بود و حسین بن روح در پایین پای او ، در آن حال به جعفر بن احمد رو کرد که من مآمور شده ام که ابوالقاسم بن روح را وصی نمایم و امور را به او واگذارم ، چون جعفربن احمد شنید که امر وصیّت باید منتقل به حسین بن روح شود از جای خود برخواست و دست حسین بن روح را گرفت و در جانب سر نشانید و خود در جانب پایین پای او نشست ...

چهارم از وکلاء و سفرای حضرت حجت (عج) «شیخ ابی الحسن علی بن محمّد سَمری » بود و چون وفات شیخ ابوالقاسم حسین بن روح (ره) در رسید به امر حضرت امام عصر (عج) شیخ ابی الحسن علی بن محمّد سَمری را قائم مقام خود قرار داد و کرامات و معجزات و جواب مسائل شیعیان را حضرت امام عصر (عج) به دست او جاری می فرمود و شیعیان به امر آن حضرت اموال را تسلیم می نمودند و او به خدمت آن بزرگوار می فرستاد و چون او را زمان وفات رسید شیعیان نزد او رفتند و از او خواهش کردند که کسی را به جای خود بنشاند و امر نیابت را به او واگذارد ، او در جواب گفت که خدا را امری است که باید آن را به اتمام رساند یعنی باید غیبت کبری واقع شود ...!!!


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 دی1384ساعت 0:22 قبل از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
  سالروز شهادت امام جواد (ع) بر همه شیعیان تسلیت باد

سالروز شهادت امام جواد (ع) را به همه عاشقان اهل بیت و هدایت  تسلیت عرض می کنم و درود خدا بر پیامبر(ص) و اهل بیت طاهرش باد !

 

 

**********************************

خون شد از غم دل خداجویم

درد بسیار ونیست دارویم

می فشانم سرشک ومی گویم

                                         یا جواد الائمه ادرکنی

 

سینه ای پر شرار دارم من 

 دل و جانی فَکار دارم من