گاه گاه که چه بگویم ! اغلب ! این فکرها رهایم نمی کنند ... گاه در خود می نگرم و افسوس سراسر وجودم را احاطه می کند که :
چه خبر دارد از حقیقت عشق **** پایبند هوای نفسانی
و آن زمان دلم برای خودم می سوزد که چقدر ... چقدر فاصله است میان من و ... ! و چقدر سخت است حتی لحظه ای یاد بی یادی او ...! و می دانم ! و میدانم که :
هر که در این بزم مقربتر است **** جام بلا بیشترش می دهند
اما با خودم نجوا می کنم که ما کجا و آن بزم کجا ؟ چه رسد به تقرب به آن! امّا... ! امّا چه کنم که از بند خویشتن برهم؟ از بند خویش برهم و به تقرب ضیافت او بروم ؟ و هر چند گناهکارم اما از چه رو دلم زنده به عشق اوست . که :
تو که در بند خویشتن باشی **** عشقبازی دروغ زن باشی
گر نشاید به دوست ره بردن **** شرط یاریست در طلب مردن
و کاش دلم میشکست ! کاش دلم می شکست ! که :«الهی ! نمی دانم دل چگونه کالایی است که شکسته آنرا خریداری و فرموده ای : پیش دل شکسته ام !»
«الهی ! اگر یک بار دلم را بشکنی ، از من چه بشکن بشکنی!»
و :
در راه او شکسته دلی می خرند و بس **** بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است
بار الها ! هر چه باشم و هستم ... ! دلم مملو از عشق تو و حبّ رهروان کوی توست! که :
من خاک ره آن که ره کوی تو پوید **** من کشته آن دل که گرفتار تو باشد
پس از چه روست که اینگونه خفته ام ؟ آری ! باید بیدار شد ... باید بیدار شد و ره توشه را مهیا کرد ...! و می دانم :
چو باید رخت بر منزل نهادن **** نباید بر سر پل ایستادن
***************************************************************
برگزیده از منتهی الامال – برخی خصائص حضرت مهدی (عج) (قسمت اول)
در این قسمت ده خصوصیت آن حضرت و روزگار ظهور ایشان را آورده ام و در پست های بعدی ادامه این مطلب رو نقل می کنم .
اوّل- ختم وصایت و حجّت در روی زمین به آن حضرت
دوم- عدم معاشرت و مصاحبت با کفّار و منافقین و فسّاق به جهت خوف و تقیّه و مدارات با آنها . همانا از روز اول ولادت تا کنون دست ظالمی به دامان پاکش نرسیده و با کافر و منافقی مصاحبت ننموده و از منازلشان کناره گرفته .
سوم- نبودن بیعت احدی از جبّارین در گردن آن حضرت.
چهارم- داشتن علامتی در پشت مثل علامت پشت مبارک حضرت رسول خدا (ص) که ان را ختم نبّوت گویند و شاید در آن جناب اشاره به ختم وصایت باشد .
پنجم- ظهور آیات غریبه و علامات سماویّه و ارضیّه برای ظهور موفور السّرور آن حضرت که برای تولد و ظهور هیچ حجتی نشده.
ششم- ندای آسمانی به اسم آن جناب مقارن ظهور ، چنانچه در روایات بسیار وارد شده .
هفتم – تصرّف نکردن طول روزگار و گردش لیل و نهار و سیر فلک دوّار در بنیه و مزاج و اعضا و قوا و صورت و هیئت آن حضرت . با این طول عمر که تا کنون گذشته و خدا داند که تا ظهور به کجای عمر شریف این بزرگوار می رسد ، چون ظاهر شود در صورت مرد سی یا چهل ساله باشد .
هشتم- بیرون کردن زمین گنج ها و ذخیره هایی را که در او پنهان و سپرده شده .
نهم- زیاد شدن باران و گیاه و درختان و میوه ها و سایر نعمت های زمینی به نحوی که مغایرت پیدا کند حالت زمین در آن وقت با حالت آن در اوقات دیگر .
دهم – تکمیل عقول مردم به برکت وجود آن حضرت و گذاشتن دست مبارک بر سر ایشان و رفتن کینه و حسد از دلها.
ادامه مطلب