تبليغاتX
حق اليقين
Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic
هر گیاهی که از زمین روید ××××× وَحدَهُ لا شَریکَ لَه گوید
 

  پندی از صد کلمه در معرفت نفس و القاب امام زمان

تشنه به سوی آب و خود تشنه ی تشنه است آب  ***  خدا گدا گدا کند ، گدا خدا خدا کند

پندی دیگر از کتاب  «صد کلمه در معرفت نفس» ، از حضرت علامه ذوالفنون حسن زاده آملی :

« آن که در رشد خود دقت کند می بیند که او را دو گونه غذا باید ، غذایی که مایه پرورش تن اوست و غذایی که مایه پرورش روان اوست ، و هر یک را دهانی خاص است .دهان آن ، دهان است و دهان این گوش ، نه از غذای تن روان پرورش میابد و فربه می شود ، نه از غذای روان تن .آب مظهر وظلّ حیات و علم است ، و تن مرتبه نازله نفس و ظلّ آن است ، تن تشنه آب خواهد که ظلّ حیات است و روان تشنه علم خواهد که اصل آن است .

امام مُلک و ملکوت ، صادق آل محمّد (صلوات الله علیهم) در تفسیر طعام کریمه « فلینظر الانسان الی طعامه» فرمود :

«علم الّذی یآخذه عمّن یآخذه».

بنگر که غذای جسم و جان تو چگونه است؟ و بدان که غذا با همه اختلاف انواع و ضروب آن مظهر صفت بقاء و از سَدَنه اسم قیّوم و با مغتذی مسانخ است ، و تعذّی حب دوام ظهور اسم ظاهر و احکام آان است .»

************************************************

برگزیده از منتهی الامال – برخی خصائص حضرت مهدی (عج) و دوره ظهور آن حضرت  (قسمت دوم)

یازدهم – قوت خارج از عادت در دیدگان و گوش های اصحاب آن حضرت به حدّی که به قدر چهار فرسخ از آن حضرت دور باشند حضرت با ایشان تکلّم می فرماید و ایشان می شنوند و نظر می کنند سوی ان جناب .

دوازدهم -  دادن قوّت چهل مرد به هر یک از اعوان و انصار آن حضرت ، و گردیده شود دلهای ایشان مانند پاره آهن که اگر خواستند به آن قوّت کوه را بکَنند خواهند کند .

سیزدهم -  برداشته شدن تقیّه و خوف از کفّار و مشرکین و منافقین ، و میسّر شدن بندگی کردن خدای تعالی و سلوک در امور دنیا و دین ، حسب قوانین الهیّه و فرامین آسمانی بدون حاجت به دست برداشتن از پاره ای از آنها از بیم مخالفین .

چهاردهم -  فراگرفتن سلطنت آن حضرت تمام زمین را از مشرق تا مغرب ، برّ و بحر و معموره و خراب و کوه و دشت ، نماند جایی که حکمش جاری و امرش نافذ نشود و اخبار در این معنی متواتر است.

پانزدهم – پر شدن تمام زمین از عدل و داد ، چنانکه در کمتر خبر الهی یا نبوی خاصّی یا عامّی ذکری از حضرت مهدی (عج) شده که این بشارت و این منقبت برای آن جناب مذکور نباشد در آن .

شانزدهم – آوردن احکم مخصوصه که تا عهد آن حضرت ظاهر و اجرا نشده بود .

هفدهم – اطاعت حیوانات انصار آن حضرت .

هجدهم – نزول حضرت روح الله عیسی بن مریم (ع) از آسمان برای یاری حضرت مهدی(عج) و نماز کردن پشت سر آن جناب چنانکه در روایات بسیار وارد شده .

نوزدهم – قتل دجّال لعین که از عذاب های الهی برای اهل قبله است .ُ

بیستم – انقطاع سلطنت جبابره و دولت ظالمین در دنیا به وجود آن جناب که دیگر در روی زمین پادشاهی نخواهند کرد .

و نقل شده که حضرت صادق (ع) مکرّر به این بیت مترنّم بود :

لِکُلِّ اُناسٍ دَولَةٌ یَرقُبُونَها ****   وَ دَولَتُنا فی اخِرِالدَّهرِ یَظهَرُ


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 آذر1384ساعت 4:0 بعد از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
  میلاد باسعادت امام رضا(ع) بر حضرت ولیعصر (عج)مبارکباد

 

این بار هم هستم ... امسال هم زیر سایه برکت مولایم حضرت ولی عصر (عج) هستم تا بار دگر نظاره گر جشن میلاد آقای غریبمان باشم و میلادش را به حضور مولایم شادباش عرض کنم ... ! آقای غریب ، برکت ملک ایران و ضامن آهوی دلهای شیعیان !

 و آری ! چه غربتی است دوری از جدّ ، دوری از خانه جدّ و دوری از مدینه ! چه غربتی است دوری پدر ، دوری از کاظمین! و چه غربتی است دوری از مادر پدر ، دوری از خانه او که خانه اش را کسی نشناخت جز نزدیکانش ، دوری از فاطمه(س)! آقایمان غریب است امّا !

تو غریبی از دوری آنها ، اما قریبی به دلهای ما ! کاش می شد ! کاش می شد با قرب دلهایمان ، با قرب بین دستهایمان و ضریحت و پنجره فولاد کمی از غربت تو را کم کرد ...!

اگر چه ! اگر چه می دانم که همه با هم نظاره گر مایید و آنجا در قرب الهی خبری از غربت نیست...!

ای ضامن آهو ! ضامن آهوی دلم باش ! که بس چالاک است و گاه گاه از صحن دلم بیرون می جهد! یا غریب الغربا ! ای که در غربت این دنیا و قربت یار زهر عسل گون شهادت نوشیدی! طبیب دل بیمارم باش! که بس عاشق گشته و حال می دانم که درد چیست! و حال می فهمم که :

عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد  *** ای خواجه درد نیست ولیکن طبیب هست

کاش ! کاش همه عاشق بودند . کاش همه عاشق می شدند و کاش همه عاشق باشند و کاش همه عاشق شوند ! وای ! کسی که عاشق نیست را درمان چیست؟

ای که عاشق نئی حرامت باد  *** زندگانی که می دهی بر باد

گاه آنقدر دلم برای تو پر میکشد ، که گویی در حرمت باشم ! و آنگاه آرزویم تداعی میشود که کاش در حرمت بودم ! کاش در حرم تو بودم ! کاش در حرم جدّت بودم ، کاش در بقیع بودم ، کاش در بین الحرمین بودم و کاش ...! کاش...! کاش ...! که گویی حال آنها از تو غریب ترند!

هرگز میان حاضر و غایب شنیده ای *** من در میان جمع و دلم جای دیگر است ؟

اغلب با خودم می گویم :

خدا آن تو  و تو مانده عاجز *** ز تو بیچاره تر کس دیده هرگز ؟

امّا چه کنم که ما کجا و قرب یار کجا .  شنیده ام که گفته است :

یک صبح به اخلاص بیا بر در ما  *** گر کام تو بر نیامد آنگه گله کن

امّا ! امّا تو خود می دانی ! تو می دانی که لوح دلم به سپیدی اخلاص نیست که بر درش روم! اما چه کنم ؟ چه کنم که کامم برآید؟ چشم دل من تاب نور السماوات را نمی آورد و بال و پرم از شعشعه آن نور می سوزد! و چه پناهی دارم؟ چه پناهی دارم غیر از شما ؟ که آیینه اید . که شاید بتوانم انعکاس انوارش را از درون آیینه ببینم ! هر چند که می دانم گاه ممکن است که تاب این انعکاس را هم نداشته باشیم ! و آن وقت ...! چقدر ... چقدر زبون و ذلیل هستیم !

ای امام رضا ! ای که همیشه رضای تو در رضای الهی بود ! ای که از آب دهانت به شایستگان و عاشقانت علم آموختی ! صفای حرمت را از یاد حریم دلهایمان مبر !

محبوب رضاست هرکه دل ریشتر است *** از کعبه صفای این حرم بیشتر است

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 آذر1384ساعت 0:39 قبل از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
  مناجات و ادامه منتهی الامال

گاه گاه که چه بگویم ! اغلب ! این فکرها رهایم نمی کنند ... گاه در خود می نگرم و افسوس سراسر وجودم را احاطه می کند که :

چه خبر دارد از حقیقت عشق   ****    پایبند هوای نفسانی

و آن زمان دلم برای خودم می سوزد که چقدر ... چقدر فاصله است میان من و ... ! و چقدر سخت است حتی لحظه ای یاد بی یادی او ...! و می دانم ! و میدانم که :

هر که در این بزم مقربتر است    ****   جام بلا بیشترش می دهند

اما با خودم نجوا می کنم که ما کجا و آن بزم کجا ؟ چه رسد به تقرب به آن! امّا... ! امّا  چه کنم که از بند خویشتن برهم؟ از بند خویش برهم و به تقرب ضیافت او بروم ؟ و هر چند گناهکارم اما از چه رو دلم زنده به عشق اوست . که :

تو که در بند خویشتن باشی    ****    عشقبازی دروغ زن باشی

گر نشاید به دوست ره بردن    ****    شرط یاریست در طلب مردن

و کاش دلم میشکست ! کاش دلم می شکست ! که :«الهی ! نمی دانم دل چگونه کالایی است که شکسته آنرا خریداری و فرموده ای : پیش دل شکسته ام !»

«الهی ! اگر یک بار دلم را بشکنی ، از من چه بشکن بشکنی!»

و :

در راه او شکسته دلی می خرند و بس    ****    بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است

 بار الها ! هر چه باشم و هستم ... ! دلم مملو از عشق تو و حبّ  رهروان کوی توست! که :

من خاک ره آن که ره کوی تو پوید   ****    من کشته آن دل که گرفتار تو باشد

پس از چه روست که اینگونه خفته ام ؟ آری ! باید بیدار شد ... باید بیدار شد و ره توشه را مهیا کرد ...! و می دانم :

چو باید رخت بر منزل نهادن    ****    نباید بر سر پل ایستادن

 

***************************************************************

 برگزیده از منتهی الامال – برخی خصائص حضرت مهدی (عج) (قسمت اول)

 در این قسمت ده خصوصیت آن حضرت و روزگار ظهور ایشان را آورده ام و در پست های بعدی ادامه این مطلب رو نقل می کنم .

 اوّل- ختم وصایت و حجّت در روی زمین به آن حضرت

 دوم- عدم معاشرت و مصاحبت با کفّار و منافقین و فسّاق به جهت خوف و تقیّه و مدارات با آنها . همانا از روز اول ولادت تا کنون دست ظالمی به دامان پاکش نرسیده و با کافر و منافقی مصاحبت ننموده و از منازلشان کناره گرفته .

سوم- نبودن بیعت احدی از جبّارین در گردن آن حضرت.

چهارم- داشتن علامتی در پشت مثل علامت پشت مبارک حضرت رسول خدا (ص) که ان را ختم نبّوت گویند و شاید در آن جناب اشاره به ختم وصایت باشد .

 پنجم- ظهور آیات غریبه و علامات سماویّه و ارضیّه برای ظهور موفور السّرور آن حضرت که برای تولد و ظهور هیچ حجتی نشده.

 ششم- ندای آسمانی به اسم آن جناب مقارن ظهور ، چنانچه در روایات بسیار وارد شده .

 هفتم – تصرّف نکردن طول روزگار و گردش لیل و نهار و سیر فلک دوّار در بنیه و مزاج و اعضا و قوا و صورت و هیئت آن حضرت . با این طول عمر که تا کنون گذشته و خدا داند که تا ظهور به کجای عمر شریف این بزرگوار می رسد ، چون ظاهر شود در صورت مرد سی یا چهل ساله باشد .

 هشتم- بیرون کردن زمین گنج ها و ذخیره هایی را که در او پنهان و سپرده شده .

 نهم- زیاد شدن باران و گیاه و درختان و میوه ها و سایر نعمت های زمینی به نحوی که مغایرت پیدا کند حالت زمین در آن وقت با حالت آن در اوقات دیگر .

 دهم – تکمیل عقول مردم به برکت وجود آن حضرت و گذاشتن دست مبارک بر سر ایشان و رفتن کینه و حسد از دلها.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آذر1384ساعت 11:15 بعد از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
  القاب حضرت ولی العصر (عج)

این مطالب برگزیده ای از کتاب ارزشمند «منتهی الامال» نوشته شیخ عباس قمی است که سعی می کنم بین مطالب هر پست قسمتی از این کتاب رو هم بیارم .

در کتاب اینگونه آمده است که :

شیخ ما مرحوم ثقه السلام نوری (ره) در کتاب نجم ثاقب یکصد و هشتاد و دو لقب برای آن حضرت ذکر کرده و ما در اینجا به ذکر چند اسم از آن اسماء مبارکه تبرّک می جوییم :

اوّل – بقیة الله : روایت شده که چون آن حضرت خروج کنند ، پشت کند (تکیه کند) به کعبه ... و اوّل چیزی که تکلم می فرماید این آیه است : «الله خَیرٌ لَکُم اِن کُنتُم مُؤمِنین» (سوره هود آیه 86) آنگاه می فرماید منم بقیة الله و حجت او و خلیفه او بر شما، پس سلام نمی کند براو سلام کننده ای مگر آنکه گوید :«اَلسَلامُ عَلَیکَ یا بَقیَّة الله فی اَزضه»

دوم – حجّت : و این از القاب شهیعه آن جناب است که در بسیاری از ادعیه و اخبار به همین لقب مذکور شده اند .و بیشترین محدثین آن را ذکر کرده اند و انگشتر آن جناب «اَنا حجَّةُ اللهُُُُ»

سوم- قائم : یعنی برپا شونده در فرمان حقّ تعالی ، چه آن حضرت پیوسته شب و روز مهیّای فرمان الهی است . که به محض اشاره ظهور فرماید و روایت شده که آن حضرت را قائم نامیدند برای آن که قیام به حق خواهد نمود .

چهارم- مُ حَ مَ د : اسم و نام اوّلی الهی آن حضرت است چنانچه در اخبار متواتره خاصّه و عامّه است که رسول خدا (ص) فرمود که مهدی هم نام من است .

پنجم – مَهدیّ – صلوات الله علیه – : که اشهر اسماء و القاب آن حضرت است در نزد جمیع فِرَق اسلامی.

ششم – مُنتَظَر : (به فتح ظاء) یعنی انتظار برده شده ، که همه خلایق منتظر مقدم مبارک اویند .

هفتم – ماء مَعین : یعنی آب ظاهر جاری بر روی زمین . (و وجه مشابهت آن جناب به آب که سبب حیات (زندگی) هر چیزی است بلکه آن حیاتی که به سبب آن وجود معظّم آمده و می آید به چندین رتبه اعلی و اتّم و اشّد و اَدوَم از حیاتی است که آب آورد بلکه حیات خود آب از آن جناب است. )


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آذر1384ساعت 8:38 بعد از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
  نصیحت امام صادق (ع) به عنوان بصری

متن زیر بر گرفته و تنها قسمتی از حکایتی است که شیخ بهایی در کشکول  در رابطه با ملاقات عنوان بصری و امام جعفر صادق (ع) نقل کرده.

(عنوان بصری ) گفتم :  ای ابوعبدالله مرا نصیحتی فرمائید .

امام (ع) فرمود : تو را به 9 خصلت سفارش می کنم که اینها سفارش من برای طالبان طریق الی الله است و از خدا می خواهم تو را در عمل به آنها موفق گرداند :

سه خصلت از این 9 خصلت درباره مبارزه با نفس است .

سه خصلت درباره حلم و ...

سه خصلت درباره علم می باشد .

پس آنها را حفظ کن و از سستی درباره آنها بپرهیز .

عنوان بصری می گوید : خود را برای شنیدن آنها آماده کردم .

امام (ع) فرمودند : اما آنها که درباره مبارزه با نفس است :

1-      از خوردن آنچه اشتها نداری پرهیز کن که سبب حماقت و نادانی می شود .

2-      از خوردن غذا جز در وقت گرسنگی اجتناب نما .

3-   آنگاه که غذا می خوری از غذای حلال استفاده کن و در آغاز بسم الله بگو و این سخن ارزشمند رسول اکرم را به یاد داشته باش که : انسان هیچ ظرفی را پر نکرده که بدتر از شکم باشد . پس اگر ناچاری که حتمآ غذا بخوری (که برای حفظ سلامتی ناچار هستی) پس 3/1 آنرا با غذا ، 3/1 آنرا به آب و 3/1 را به نفس کشیدن اختصاص بده .

پس امام فرمودند : آن که درباره حلم است .

1-   اگر کسی به تو گفت اگر یک کلمه گویی ده کلمه پاسخ می شنوی در جوابش بگو : اگر تو ده کلمه بگویی یک کلمه هم من نخواهی شنید .

2-   اگر کسی به تو ناسزا گفت بگو: اگر تو راست می گویی که از خدا می خواهم گناهان مرا ببخشد و اگر دروغ می گویی از خدا می خواهم گناهان ترا ببخشد .

3-      اگر کسی به تو وعده خیانت داد تو او را وعده به نصیحت و دعا بده .

اما آنها که درباره علم است .

1-      آنچه نمی دانی از علما بپرس و مبادا از آنها به خاطر غرض ورزی و تجربه کردن آنها بپرسی!

2-      مبادا بدون علم و تحقیق و به نظر خود عمل کنی بلکه در همه چیز تا آنجا که ممکن است یه احتیاط رفتار کن .

3-      از فتوا دادن فرار کن چونان که از شیر می گریزی و گردنت را پل گذر مردم قرار نده .


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه 12 آذر1384ساعت 5:33 بعد از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
  روی دل را به سوی الله ...

این روزها ... این روزها که می گذرد این فکر رهایم نمی کند ، آن زمان از ندانستن می نالیدی و حال از بار سنگین دانستن الفِ الفبایی ؟ و چه آرامشی خواهد آمد آن زمان که روی دل را با الله داری و آنگاه راز و نیاز کنی ... چه آنکه حضرت علامه ذوالفنون حسن زاده آملی آورده اند:

 

((آن که صاحب همت باشد و نفس را از اشتغال بدین نشآه انصراف دهد ، آگاهی تمثلاتی در لوح نفس خود مشاهده کند و گاهی حقایقی بی تمثل دریابد ، و از این حالت آگاهی یابد که آنچه به آدمی در حالات نوم و تنویم و غشوه و خوف و احتضار  و نظائر آنها روی می آورد ؛ هیچ یک موضوعیت در روی آوردن تمثلات و ادراکات دیگر ندارد . آنچه که موضوعیت دارد انصراف از نشآه عنصری و اعراض از تعلقات این سوئی است و چون انصراف در بیداری هم روی آورد نتیجه هزاران خواب و احتضار را می دهد .))

و دیگر آنکه :

 

((آن که نفس آگاه دارد روی دل را با الله دارد ، و فرموده کشّاف حقائق ، امام به حق ناطق جعفر صادق «علیه السلام» را که :«القلب حرم الله فلا تسکن فی حرم الله غیر الله» حلقه گوش خود کن .))

 

خدایا ! نفسم آگاه گردان تا دلم به سوی تو باشد و رویم سیاه نباشد ...


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 آذر1384ساعت 2:2 قبل از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
  شهادت امام جعفر صادق (ع) بر همه شیعیان تسلیت باد .

 حوزه درس امام صادق (ع) میراث علمی عظیمی بر جای نهاد و عالمان بسیاری تربیت کرد . از این تعداد در حدود چهار هزار  نفر از شاگردان ورزیده بودند که معارف جعفری را در اطراف و اکناف اسلام منتشر کرده و در گفتار خود همواره استناد به فرمایش امام واستاد خود می کردند و می گفتند :« حدثنا جعفربن محمد الصادق (علیه السلام)» . به عنوان نمونه یکی از شاگردان حضرت امام صادق (ع) «جابربن حیان» است که در تمامی علوم و فنون مهارت داشته و بیش از دویست جلد کتاب در زمینه های علوم گوناگون به خصوص در رشته های علوم عقلی و طبیعی و شیمی تصنیف کرده و از این روست که به عنوان «پدر علم شیمی» مشهور گشته .

در این جا آوردن نمونه ای از تعقل و خردورزی امام را در مقابل جماعت صوفیان و زاهدان خالی از لطف نیست :

سفیان ثوری و گروهی از زاهد نمایان نزد امام صادق آمدند. سفیان ثوری لباسی پشمینه و زبر به تن کرده و امام لباسی نازک.

سفیان به امام گفت :

به درستی که این لباس شما نیست و نیاکان شما همیشه لباسهای درشت و خشن به تن می کردند . چرا در این روش به آنها اقتدا نمی کنید ؟!!

امام صادق فرمودند : آن چه به تو می گویم از من بشنو و به دل بسپار که خیر دنیا و آخرت توست : ...  من به تو خبر می دهم که رسول خدا (ص) در زمان تنگدستی مسلمانان زندگی می کرد . این گشایش که امروز در بین مسلمانان به وجود آمده در آن روز نبوده و هرگاه دنیا اقبال کند سزاوارترین افراد برای استفاده از نعمت ها نیکانند نه بدکاران ، مؤمنانند نه منافقان ، مسلمانانند نه کفار . خداوند دنیا را برای مؤمن آفریده است . نه برای کافر . زیرا کافر ارزشی نزد خداوند ندارد . ای ثوری ! من با این وضعی که می بینی از روزی که خردمند شدم ، شامی بر من نگذشته است که در مالم حقی باشد که خدا به من فرموده باشد آن را در مصرفی برسانم ، جز آن که بدان مصرفش رساندم . اگر امیر مؤمنان علی (ع) در این زمان به سر می برد هرگز آن لباس هایی را که در آن روزگار می پوشید به تن نمی کرد ، تا نگویند او ریاکاری می کند و لباس شهرت می پوشد .

امیر مؤمنان (ع) امام و والی مسلمانان بود و والی مسلمانان سزاوار نیست که از نظر زندگی و معاش بالاتر از فقرا باشد . حضرت علی (ع) در جواب کسانی که به وی گفتند : تو شب را گرسنه می مانی در حالی که ملک و خلافت از آن توست ، فرمودند : بیم آن دارم که سیر شوم در حالی که یک نفر با شکم گرسنه شب سپری کرده باشد . من والی نیستم . خلافت از ما غصب گردیده است . اگر والی بودم ، در این جهت به آن حضرت اقتدا می کردم .

 امام صادق (ع) به سفیان ثوری فرمودند : نزدیک من بیا ...!! او پیش حضرت آمد . حضرت پیراهن پشمی و زبر سفیان را کنار زد و پیراهن ابریشمی را که سفیان در زیر لباس های خود به تن کرده بود ، به او نشان داد و آن گاه فرمود :

سفیان ! نگاه کن که در زیر پیراهن های نازک که به تن دارم ، چه می بینی ؟

سفیان با تعجب دید که آن حضرت پیراهن پشمی زبری در زیر لباس های خود به تن کرده است .

امام فرمودند : سفیان ! این لباس زیرین را برای خدا به تن کردم و پیراهن دیگر را جهت اظهار نعمت پروردگار پوشیده ام.

برخی زهد فروشان از پاسخ آن حضرت به سفیان پند گرفتند و گفتند :

راستی این رفیق ما از سخن شما آزرده شد ، زبانش بند آمد و دلیلی به نظرش نیامد . حضرت به آنها فرمود : شما دلیل های خود را بیاورید . آنها گفتند : دلیل ما قرآن است .

امام صادق (ع) فرمودند : آن را حاضر کنید که به از هر چیزی به پیروی سزاوارتر است .

گفتند : خدای تبارک و تعالی در مقام توصیف یاران پیامبر(ص) فرمود : دیگران را بر خود مقدم می دارند ، گرچه نیازمند باشند .

امام در جواب فرمودند : خداوند مردم را از اسراف نهی کرده و به حد وسط فرمان داده . مسلمان باید هر چه دارد به دیگران بدهد و پس از آن از خدا روزی خواهد ، چون دعایش به اجابت نمی رسد . پیامبر (ص) فرمودند : دعای چند دسته از امتم به اجابت نمی رسد ! : مردی که به پدر و مادر خویش نفرین می کند .... و مردی که خداوندبه او مال بسیار داده و او همه را انفاق می کند ، سپس به درگاه خداوند دعا می کند که پروردگارا  ، به من روزی بده !

خداوند می فرماید : آیا روزی فراوان به تو دادم ؟ چرا میان روی نکردی ؟ چرا اسراف کردی؟

سپس خدا به پیامبرش آموخت که چگونه انفاق کند . پیامبر (ص) یک اتوقیه طلا داشت و نمی خواست  که آن را یک شب در نزد خود نگه دارد . بدین خاطر همه را صدقه داد . بامدادان سائلی نزد او آمد و آن حضرت چیزی نداشت که به او بدهد . سائل او را سرزنش کرد و آن حضرت غمناک شد ....!


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 آذر1384ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
  « الا بذکر الله تطمئن القلوب»

این هم پندی دیگر از کتاب «صد کلمه در معرفت نفس» از حضرت علامه ذوالفنون ، حسن حسن زاده آملی ...

 // آن که در حل مسائل مشکل و فتح امور مبهم از قبیل ریاضیات عالی و صنایع ظریف بلکه در مطلق شئون احوال و افعال خود التفات نماید بر وی روشن است که با اضطراب نفس و پریشان خاطری امری به وقوع نمی پیوندد ، آنگاه که نفس از اضطراب بدر آمد و اطمینان یافت به مقصود خود نائل می شود ، همچنین در سلوک روحانی نفس مضطرب طرفی نمی بندد ، و چون مطمئن شد ، مطمئن شدن همان و مخاطب به خطاب :

« یا ایّتها النّفس المطمئنّة ارجعی الی ربّک راضیة مرضیةّ فادخلی فی عبادی و داخلی جنّتی » شدن همان ...

« الا بذکر الله تطمئن القلوب»...! //


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آذر1384ساعت 9:46 قبل از ظهر  توسط دلداده وصل | 
 
حرف اول ...
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

آزاده باش و دلداده باش ، فرزانه باش و جان باخته باش ، با همه باش و بی همه باش ، آشنای همه باش و بیگانه باش ، حاضر و شاهد باش و ناظر و غائب باش ، در جمع باش و با احدی مباش ، دلسوز خلق خدا باش و در عین حال از آنان ترس داشته باش که وسواس خناس فراوانند که در ظاهر منتظر مولایند و اشک تمساح می ریزند ولی به وقتش دجّالی و سامری گوساله پرستند .

 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو

پيوندهاي روزانه
تجلی اعظم
نصیحت امام صادق (ع) به عنوان بصری
قالب وبلاگ (شاید این جمعه بیاید)
خبرگزاری قرآنی ایران
آرشيو پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
آرشيو موضوعي
اشعار
حکایت ها و ...
حضرت علامه و استاد صمدی آملی
ادعیه و مناجات
امام زمان (عج)
دوستان
یادداشت های یک دانش ناپذیر
دیدگاه مهندسی
جایی برای بیان احساس
صد بار اگر توبه شکستی بازا...
امام خامنه ای
حزب الله شهرکرد
مشکات
حاج محسن
دلتنگی
آخرالزمان و ظهور مهدی
شیعه یعنی
سالک
عاشورای حسینی
بیا تا برایت بگویم (قصه گو)
لوح دل(زنده یاد ایلیا پطروسیان)
ارمیا
قافله نور
شیعه شناسی
تجلّی
گنجینه نور(پرستو)
شهیدان زنده اند
انا مجنون الحسین
همسفر مهتاب
حکمت تازیانه
خاکریز
صفحات انتظار در فراق گل نرگس
و خدايی که در اين نزديکی ست...
هیئت عبدالله بن الحسن علیه السلام
اسرار دل(عبدالحق)
گروهان نجف
سخن نور
ایمان
مهدی فاطمه
حرف زیبا
جویبار انتظار
معرفي سايت
براي ديدن منو کليک کنيد
جستجو در صفحه