سلام ...
چند روزی می شه .... چند روزی میشه که نمی تونم از فکر این الهی ها بیرون بیام .دیگه نمیشه ساکت نشست ! الهی ... الهی ... الهی ...
الهي...!دل خوشم که الهي مي گويم !
الهی ...! به حق خودت حضورم ده و به جمال آفتاب آفرينت نورم ده ...!
الهی ...! به رحمت رحمانیه ات نطقم دادی ، به رحمت رحیمیه ات سکوتم ده ....
الهي...! تو پاک آفريدي ... ما آلوده کرديم !
الهي... شکرت که فهميدم نفهميدم .
الهي... !راز دل نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر...!
الهي...! رجب بگذشت و ما از خود نگذشتيم ، تو از ما بگذر ...!
الهي... اگر يک بار دلم را بشکني ؛ از من چه بشکن بشکني !
الهی ...! استغفار خواستن غفران توست ، با خاطره گناه چه کنیم ؟
الهی ...! چه باید کرد که گناه فراموش شود ، وگرنه با یاد گناه اگر برانی شرمنده و اگر نوازی شرمنده ترم ...!
الهي... دندان دادي ، نان دادي ، جان دادي ؛ جانان بده ...!
الهي ... آن خواهم که هيچ نخواهم !
الهي ... اگرچه درويشم ، ولي داراتر از من کيست که تو دارايي مني !
الهي... تورا دارم چه کم دارم ؟پس چه غم دارم ؟
الهی ...
خب ...! چی می شه گفت ؟ فقط می شه گفت که با چه رویی دارم این حرف ها رو می زنم ؟ بگذریم ...
ادامه مطلب